آب موجود روی زمين گاز و بخاری بوده که با آتـشـفـشـانـهـای اوليه زمين از درون
آن درآمده و به جو رفته و بعد باريدن گرفته. گياهان نيز ناشی از وجود دی اکسيد کربن
بوده که ضمن فعاليت آتشفشانها از درون زمين درآمده بوده است.
شيخ شعراوي در بحث عالَم غيب و اعجاز علمي قرآن ميگويد:
اگر باز هم ميخواهيد تا از يك دليل غيبي ديگر كه در عين حال جلوه يي ديگر از معجزات علمي قرآن كريم را به نمايش ميگذارد سخن بگوييم پس اينك توجّه كنيد به آيهء 6 از سورهء مباركهء «طه» كه ميگويد:
[لَهُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى]
«هر چه در آسمانها و در زمين و در ميان آنها و يا درون كرهء خاك موجود است همه ملك اوست»
چنانكه ملاحظه مي كنيم خداي عزّوجلّ در اين آيهء كريمه از موجودات و مخلوقات درون كره زمين به «مَاتَحْتَ الثَّرَى» تعبير نموده است، اگر ما چهارده قرن قبل را كه زمان نزول قرآن است در نظر بگيريم، ميدانيم كه در طول اين قرنهاي متمادي كسي از مفاهيم و مصاديق «مَا تَحْتَ الثَّرَى» آگاهي نداشت و همهء آنچه كه در «مَا تَحْتَ الثَّرَى» و يا در زير خاك وجود داشت، بر ما غيب و پوشيده بود. سپس خداوندY اراده كرد تا با كشف منابع و معادن زيرزمين، عالم غيب را براي ما به اثبات رساند؛ و در اينجا بود كه دنياي عظيم «مَا تَحْتَ الثَّرَى» را بر ما مكشوف ساخت، ما ديديم كه زير زمين انباشته از ذخاير معدني است؛ انباشته از پترول، طلا، آهن و معادن نفيس ديگري است. و ديديم كه زير زمين همچنان انباشته از آبهاي جوفي ميباشد. دنياي عظيم و عوالم غيبي محيّر العقولي را در زير زمين ديديم كه هرگز از وجود آن آگاهي قبلي نداشتهايم.
باز هم به سراغ علم نجوم ميرويم:
قرآن كريم در بارهء آغاز و پايان دنياي مادي، تئوري معين و روشني را مطرح ميكند؛ تئوريي كه در واقع انسان عصر حاضر تا يك قرن قبل، از آن كمترين شناختي هم نداشته است، اما انسان قديم كه حتي نميتوان گفت: راهيافتن اين تئوري يا بخشهايي از آن به ساحهء تعقل آن، ممكن و متصوّر بوده است!
آري؛ علم جديد آمده است تا بر اين جنبه از اعجاز قرآن كريم نيز گواه باشد.
قرآن در آيهء مباركهء 30 سورهء انبيا در بارهء آغاز آفرينش دنيا ميگويد:
[أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا]
«آيا كافران نديدهاند كه آسمانها و زمين بسته بودند و ما آنها را بشكافتيم و توسعه داديم»
همچنان در آيهء مباركهء 104 از همين سوره، در ارتباط با پايانيافتن كار دنياي مادي ميگويد:
[يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ]
«روزي كه آسمانها را مانند طومار درهم پيچيم و به حال اول آفرينش آن بازگردانيم»
خداي سبحان در كتاب بزرگ خود ميفرمايد:
[رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ]
«پروردگار مشرق و مغرب» [شعرا/28]
[رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ]
«پرودرگار مشرقين و مغربين» [الرحمن/17]
[رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ]
«پروردگار مشرقها و مغربها» [معارج/40]
ملاحظه ميكنيم كه در آيهء اول، مشرق و مغرب به لفظ مفرد، در آيهء دوم به صيغهء تثنيه و در آيهء سوم به صيغهء جمع ذكر شدهاند.
اكنون اگر ما هر يك از اين آيات را فراخور حجم تفکّر عقلي بشر در هنگام نزول آن تفسير كنيم، ميبينيم كه:
قرآن كريم در آيهء (40) سورهء مباركهء يس در بارهء خورشيد و ماه ميگويد:
[وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ]
«هر كدام آنها در سپهري شناور اند»
[اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا]
«خداوند ذاتي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه شما آنها را ببينيد، برافراشت»
اين آيهء کریمه با نحوهء نگرش قدما به آسمانها مطابقت دارد؛ زيرا مردم قديم بالاي سر خود دنياي بزرگي را مشاهده ميكردند كه به خودي خود بر پاست و هيچگونه پايه و ستوني هم ندارد. امروز در عصر جديد نيز ملاحظه ميكنيم كه مردم زمان ما تفسير مشاهدات خود را در اين آيهء مباركه ميتوانند يافت؛ مشاهداتي كه از يكسو نشاندهندهء اين امر است كه اجرام آسماني ظاهراً بدون هيچ ستوني در فضاي بينهايت بر پا ميباشند، اما از سوي ديگر براي آنها ستونهاي غير مرئيي وجود دارد كه اين ستونها در قانون جاذبه تمثيل و تعريف ميشوند.
آري! در واقع اين نيروي عظيم جاذبه است كه به اجرام آسماني كمك ميكند تا در مسیر معين خود باقي مانده و در مدارهايي منظم سير نمايند.
«فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوُمِ* وَ انَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» (واقعه : 75-76)
سؤال اینجاست که، منظور از جایگاههای ستارگان چیست؟ که در پاسخ، سه معنی ذکر شده است :
معنی اول : منظور، فاصلههای بسیار طولانی میان ستارگان است که درک آن برای عقل، محال است. مثلاً میان زمین و برخی کهکشانها، هیجده هزار میلیون سال نوری، فاصله وجود دارد، حال اگر با درنظر گرفتن سرعت نور که سیصدهزار کیلومتر در ثانیه است، سرعت آن در دقیقه و ساعت و روز و ماه و سال، چه مقدار خواهد شد؟
«فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوُمِ* وَ انَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ»
میان ماه و زمین فقط یک ثانیه نوری فاصله است، یعنی معادل سیصد و شصت هزار کیلومتر و میان زمین و خورشید، هشت دقیقه نوری که معادل صد و پنجاه میلیون کیلومتر میباشد، فاصله وجود دارد. طول منظومه شمسی، سیزده ساعت نوری و طول کهکشان راه شیری، صد و پنجاه هزار سال نوری میباشد (آیا تصور چنین فاصلههایی برای عقل ممکن است، پس جا دارد دوباره زمزمه کنیم که :)
«فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوُمِ* وَ انَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ»
معنی دوم : همه ستارگان دارای موقعیتهای مختلفی هستند و مدام در حرکتند، و هر کدام در مسیری خاص شناورند.
«وَ کُلٌّ فی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» (یس : 40)
«هر یک در مداری شناورند (و مسیر خود را بدون کمترین تغییر ادامه میدهند».
خداوند سبحان و بلندمرتبه، در سوره تبارک، اینگونه میفرماید :
« تَبَارَکَ الَّذی بِیَدِهِ المُلکُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ* الّذی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیوهَ لِیَبْلُوَکُمْ ایُّکُم احْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ العَزیزُ الغَفُورُ* الّذی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً، ما تَرَی فی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ البَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ* ثُمَّ ارْجِعِ البَصَرَ کَرَّتَینِ یَنْقَلِبْ الیکَ البَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ» (ملک : 1-4)
«بزرگوار و دارای برکات بسیار، آن کسی که فرمانروایی (جهان هستی) از آن اوست و او بر هر چیزی کاملاً قادر و تواناست* همان کسی که مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید کدامتان کارتان بهتر و نیکوتر خواهد بود. او چیره و توانا، و آمرزگار و بخشاینده است* آن که هفت آسمان را بالای یکدیگر و هماهنگ آفریده است. اصلاً در آفرینش و آفریدههای خداوند مهربان خلل و تضاد و عدم تناسبی نمیبینی، پس دیگر باره بنگر (و با دقت جهان را وارسی کن) آیا هیچگونه خلل و رخنهای میبینی؟* باز هم (دیدة خود را بگشای و به عالم هستی بنگر و) بارها و بارها بنگر و ورانداز کن. دیده سرانجام فروگشته و حیران، و درمانده و ناتوان، به
سویت باز میگردد».
در این قسمت آیه که میفرماید : « الّذی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً» تأملی میکنیم. دانشمندان فضاشناس میگویند:
قیامت شب فرا میرسد یا روز؟
« إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» ﴿یونس/24﴾
در حقيقت مثل زندگى دنيا بسان آبى است كه آن را از آسمان فرو ريختيم پس گياه زمين از آنچه مردم و دامها مىخورند با آن درآميخت تا آنگاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند شبى يا روزى فرمان [ويرانى] ما آمد و آن را چنان در ويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است اين گونه نشانهها[ى خود] را براى مردمى كه انديشه مىكنند به روشنى بيان مىكنيم.
ادامه مطلب را حتما بخوانید!
ایا میدانیدبیگ بنگ چیست؟
«أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السمَوَتِ وَ الأَرْض كانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شىْءٍ حَىٍ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ» (انبیاء/30)
ایا کافران نمی بینند که اسمانها و زمین (در اغاز خلقت به صورت توده عظیمی در گستره فضا و یکپارچه) به هم متصل بوده و سپس (بر اثر حرکات مداوم و انفجارات درونی هولناکی) انها را از هم جدا ساخته ایم (و تدریجا به صورت جهان کنونی در اورده ایم) و هر چیز زنده ای را (اعم از انسان و حیوان و گیاه) از اب افریده ایم.ایا (در باره افرینش کائنات نمی اندیشند و) ایمان نمی اورند؟
توضیح اینکه اسمانها وزمین به یکدیگر متصل و یکپارچه بوده اند و از همدیگر جدا گردیده اند.این هم مساله قابل تاملی است.هر زمان که نظریه های ستاره شناسی برای تفسیر پدیده های جهانی به تلاش می ایستد و پیشرفت میکند پیرامون این حقیقت سرگشته میشود حقیقتی که قران مجید 1400 سال قبل (در عصر جاهلیت) ان را بیان داشته است.
ادامه مطلب را حتما بخوانید.
در قرآن خداوند توجه ما را به موضوع مهمی در مورد جو زمین جلب می کند.
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ (٣٢)
\"و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آن ها از نشانه های او روی گردان هستند.\"سوره انبیا آیه ۳۲
این خاصیت آسمان با تحقیقات دانشمندان در قرن ۲۰ ثابت شد. جوی که اطراف زمین را فراگرفته است دارای عملکرد های حیاتی بسیار مهمی است. یک نقش آن حفاظت کردن زمین در مقابل شهاب سنگ های کوچک و بزرگ است تا به زمین برخورد نکنند.
![]()
علاوه بر این، جو زمین تشعشعات خورشیدی را صافی می کند و اجازه نمی دهد که همگی آن ها از جو عبور کنند زیرا بسیاری از آن ها برای حیات روی کره زمین بسیار خطرناک هستند. جالب است که جو تنها تشعشات مفید و بی ضرر شامل نور قابل مشاهده ، فرکانس محدوده اشعه فرابنفش و امواج رادیویی را اجازه عبور می دهد. تمامی این تشعشعات برای حیات روی زمین ضروری هستند. فرکانس محدوده اشعه فرابنفش که جو زمین تنها مقداری از آن را اجازه عبور می دهد برای انجام عمل فوتوسنتز که در گیاهان انجام می شود بسیار مهم است.
"بسم الله الرحمن الرحيم"
“اتساع زماني: معجزه ي قرآن”
بسيار عجيب است كه مسلمانان از معادله ي ديگري استفاده مي كنند تا اين مطلب را آشكار نمايند كه فرشتگان به سرعت نور شتاب مي گيرند.
قرآن آنها در يك آيه بيان مي كند كه ظاهرا زمان براي فرشتگان با سرعت ثابت از براي انسانها كمتر مي گذرد.
كه اين مطلب با نسبيت خاص اينشتين صدق مي كند كه در آن نيز در سرعتهاي بالا زمان براي اشيايي با آن سرعت آرام تر مي گذرد.
مسلمانان از نسبيت خاص اينشتين و اين آيه استفاده كرده اند تا از اين مطلب كه فرشتگان در حقيقت به سرعت نور شتاب مي گيرند حمايت كنند.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
آيه: "فرشتگان و ارواح در يك روز به او (مذكر) صعود كردند كه اين معادل پنجاه هزار سال براي انسان است"!
در اينجا فرشتگان يك روز را معادل پنجاه هزار سال براي انسان گذر مي كنند. (زمان در مقابل زمان و نه زمان در مقابل فاصله مانند آيه ي قمري قبل).
اگرچه طبق نظريه ي نسبيت خاص اينشتين و بوسيله ي اين تغييرات زمان (تاخيرات زماني) بدست آمده به عنوان يك ادعا از مسلمين (كه واقعا آن فرشتگان به سرعت نور شتاب مي گيرند) را مي توانيم تصديق يا انكار كنيم.
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.
مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).
قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!
و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).
و اين سخن حقيقت است!
پس با زبان دل بگو: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله
مطالب مرتبط:
معجزه قران در مورد اغاز و پایان جهان
معجزه نبوي در علم فلك
قران و تئوري گسترش جهان
پيدايش وخلقت موجودات در قرآن
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ﴿1﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿2﴾ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿3﴾
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.
امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
مطالب مرتبط:
سقوط ستاره در چاله و امدن ان در قران
اول ـ وحدت هستی
جدیدترین نظریهء علمی ثابت کرده است که زمین جزئی از منظومهء شمسی بوده و به مرور زمان از آن جدا شده، به سردی گرایده و قابلیت زندگی را پیدا کرده است. برای صحت این نظریه به وجود آتش فشان ها در بطن زمین و زمین لرزه ها در اثر این آتش فشان ها اشاره میکنند.
این نظریهء علمی جدید آنچه را که در قرآن بدان اشاره شده است تأیید میکند:
أولم یرالّذین کفروا أنّ السّموات ولأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی، أفلا تؤمنون.( آیا ندیدند کسانیکه کافر شدند، هر آیینه بود آسمانها و زمین خشک و بهم چسپیده، ما گشادیم آنرا و زنده گردانیدیم از آب همه چیز را. آیا ایمان نمی آورند؟) استاد طباره میگوید: این یکی از معجزات علمی قرآن است که علمی جدید آنرا تأیید میکند. علم ثابت کرده است که این هستی یک کتلهء متصل با هم بوده و به مرور زمان تقسیم شده است. منظومهء شمسی ما در نتیجهء همین انقسامات بمیان آمده است. هر چه بخش دوم از آیت ( و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی...) این آشکارترین اشاره به تأیید حقیقت علمی است که دانشمندان راز آنرا کشف کرده اند. بیشترین کاووشهای کیمیاوی به آب ضرورت دارد و آب عنصر اساسی ادامهء زندگی در هستی و نباتات است. 1ـ رتق بمعنای با هم متصل و یکجا. 2ـ فتق جدایی میان دو چیز.
دیگر اینکه؛ این آیت نشان میدهد که خالق و ایجادگر این هستی آنرا بگونه ای ساخته است که برای مخلوقاتش قابل زندگی باشد. اگر درجهء حرارت بحد زیاد پایان باشد درجهء آکسیجن در آن بسیاز زیادی است، وقتی آب جامد میشود حرارت زیادی از آن بیرون رانده میشود و زیر آبرا برای زندگی حیوانات آبی مساعد میسازد. و عجیبترین حکمت قرآنی اینست که، با کلمات بسیار ارزشمندی راز زندگی را بیان میدارد.
خورشید فقط یک توپ پر از گاز است که هرگز دارای آهن نمی باشد و آهن موجود در زمین به گونه ای دیگر به وجود آمده است. آهن برای به وجود آمدن به دمای 600 میلیون درجه نیاز دارد. دانشمندان می گویند که چنین درجه حرارتی فقط در ستاره هایی پیدا می شود که جرمشان سه برابر خورشید است.در این ستارگان جوش هسته ای با تبدیل هیدروژن به هلیوم شروع می شود و این جوش تا زمانی که آهن تشکیل شود ادامه می یابد و آهن نمی تواند به عنصر سنگین تر تبدیل شود زیرا بیشترین دمای انقیاد را دارد.اتم های آهن برای تشکیل نیاز به انرژی دارند بنابراین تعادل داخل ستاره به هم می خورد و ستاره به یک ابرنواخترتبدیل می شود و شهاب هایی که دارای آهن و دیگر فلزات هستند به وجود می آیند و با زمین و دیگر سیارات برخورد می کنند.
بنابراین آهن از یک محلی دیگر به زمین آمده است.
خداوند در قرآن می فرمایند:{وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ}[الحدید:25]
و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی است سخت و سودهایی برای انسان ها..."
بلي در روزگاري كه در هيچيك از نقاط كره ي زمين صحبت از گردش زمين به دور خورشيد و خود نبود و حتي در دوراني كه اروپاي به اصطلاح متمدن امروزي كه بسياري آن را بنيانگذار علوم نوين مي دانند در توحش به سر مي برد و زماني كه سخن گفتن از حركت ماه و زمين و خورشيد جرم به شمار مي رفت و بلاهائي که بر سر دانشمندان اين حوزه مي آوردند، قرآن كريم در 1400 سال پيش مي فرمايد:
- «و اورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها ...» (سوره ي اعراف آيه 137)
«آن گروهي را كه ذليل و خوار شمرده مي شدند وارث مشرقها و مغربهاي زمين قرار داديم...»
توجه: اگر زمين صاف باشد يك مشرق و يك مغرب بيشتر نخواهد داشت.
«قرآن و گاز بودن كليه ي ستارگان و سيارات در بدو خلقت»
- « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ...» ﴿فصلت/11﴾
« سپس به افرینش اسمان پرداخت در حالي كه گاز و دود بود...»
«علم نوین اثبات كرده كه در ابتداي خلقت كرات آسماني به صورت گاز و دود به هم چسبيده و متصل بودند و بعدها به مرور زمان بر اثر فشردگي و تراكم شديد گازها تبديل به جسم شدند. اين واقعيت علمي اولين بار توسط «لاپلاس» رياضيدان و منجم مشهور فرانسوي در حدود 2 قرن پيش اظهار گرديد و امروزه نجوم با دستاوردهاي جديد خود صحت فرضيه ي علمي لاپلاس را ثابت كرده است.
بر همين اساس دانشمندان معتقداند كه 67 عنصري كه كره ي عظيم خورشيد را تشكيل مي دهند، تشكيل دهنده ي كره ي خاكي ما نيز هستند، عناصري از قبيل هيدروژن، هليوم، كربن، ازت، اكسيژن، فسفر، آهن و... دانشمندان همچنين دريافته اند كه عناصري كه در خورشيد و زمين يافت مي شوند در
« وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ » ﴿ذاریات/47﴾ «و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و هر آينه آن را گسترش مي دهيم»
موسعون در آيه ي فوق به معناي گسترش در هر لحظه است كه با« انّا» و« ل» بر استمرار اين توسعه تأكيد شده است.
تئوري گسترش جهان كه توسط «ژرژ لومتر» رياضيدان بلژيكي ارائه گرديد وقتي مورد پذيرش محافل علمي جهان قرار گرفت كه دوربين كيهاني «پالورما» در اين راه به كار گرفته شد و نشان داد كه جهان هستي تا كنون دائما گسترش يافته و باز هم در حال گسترش است.
اين كشف بزرگ ابتدا توسط دانشمندي بنام سيلفر مدير رصدخانه ي «لاول» انجام شد. بعد از وي دانشمند ديگري بنام دكتر «دكتر ادوين پ. هابل» دنباله ي تحقيقات «سيلفر» را گرفت و ضمن تأييد نظريه ي وي اظهار داشت كه تمامي كهكشانهاي
پائين ترين سطح خشکی زمين
«غـُلِـبَـتِ الـرُّومُ ـ فی اَدْنـَی الاَرْضِ وَ هُـمْ مِـنْ بَعْـدِ غَـلَـبـِهـِمْ سَـيَـغـْـلِـبـُونَ »! روم ۱-۲
« رومیان مغلوب(فارسیان)شدند - در جنگی که در نزدیک تر زمین واقع شد و انها پس از مغلوب شدن فعلی به زودی بر فارسیان باز غلبه خواهند کرد»!
نکات آيات:1ـــ محل شکست خوردن روميان پائين ترين سطح زمين است. 2ـــ روميان در اندک زمانی پس از شکست خود از ايرانيان بر آنها پيروز خواهند شد..
1ـــ محل شکست خوردن روميان پائين ترين سطح زمين است:
"او لم یر الذین کفروا ان السموات والارض کانتارتقا ففتقنهما" سوره الانبیا ۳۰
«ایا کافران ندیدند که اسمانها و زمین بسته بود انها را بشکافتیم »؟
نکات ایت 1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند.
از زمانی که انسان سفرهای اسمانی همچون سفر به کره ماه را اغاز کرد متوجه شد که هر چه از زمین دورتر شود و به طرف بالا برود و اکسیژن کمتر می شود و نفس کشیدن مشکل میگردد تا جایی که در ارتفاعات بالا تر کیسه اکسیژن هراه او نباشد خفه میشود.از پرواز به سوی اسمان ۱۰۰ سال هم نمی گزرد و اگاهی نداشتن از این مهم بهعث قربانی شدن افراد زیادی در ابتدای پیدایش بالن ها و هوا پیما گردید . موضوع کمبود اکسیژن در ارتفاعات وتنگی نفس را قران کریم ۱۴۰۰سال پیش خبر داده است:
ترجمه:پس هر که را خدا هدایت او خواهد قلبش را به نور اسلام روشن گرداند و هر که را خواهد گمراه نماید (به حال گمراهی وا گذارد)دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ گرداند که گویی از زمین بر فراز اسمان رود این است که خدا انان را که به حق نمیگروند مردود و پلید میگرداند.
{موج من فوقه موج}

«و خورشيد میرود براهی که قرارگاه ویست»!

خورشید یکی از نشانه های الهی است که خداوند در قران به ان سوگند خورده است . در ایات متعددی از خورشید و حرکت های ان یاد شده است و لذا بسیاری از مفسران و صاحب نظران و متخصصان کیهان شناسی در این مورد اظهار نظر کرده اند . ایاتی که در این مورد به انها استناد شده است عبارتند از :
حرکت زمین
«افرید اسمانها و زمین را بتدیر درست می پیچاند شب را به روز و می پیچاند روز را برشب و رام ساخت خورشید وماه را هر یکی میرود تا زمان معین ».
نکـتـه آيه: سيارات، زمين، خورشيد و ماه تا زمان تعيين شده ای در حرکت خواهند بود:
اعجاز علمي قرآن به مطالب و اسرار علمیگفته می شود كه در قرآن کريم ذکر شده و در عصر نزول قرآن براي انسانها ناشناخته بوده و پس از پيشرفت علوم در قرن هاي اخير اکتشاف شده است. هر چند تفسير علمي قرآن كريم سابقهاي هزار چهارصدساله دارد، ولي ادعاي اعجاز علمي قرآن در دو قرن اخير مطرح شده است. در اين دوره برخي از كشفيات علوم تجربي توسط دانشمندان بر آيات قران منطبق شده و صحت و اتقان اين كتاب الهي بيش از پيش به اثبات رسيده است.