ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
اين است كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ شکی نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است
شاید در اینترنت یا دیگر رسانه ها با مطالبی چون اشتباهات یا تناقضات قرآن برخورد کرده باشید نمیدانم تاثیر این مطالب روی شما چگونه بوده است.اما پیشنهاد میکنم فعلا و تا زمانی که اطلاعات کافی در مورد دین و قرآن ندارید این چرت و پرتها را مطالعه نکنید.و اگر هم احیانا به شبهه ای برخوردید در قسمت نظرات قید فرمایید تا در اسرع وقت پاسخ آن را دریافت دارید.تا سطح تفکرات سطحی منکرین را عملا مشاهده فرمایید.
در یکی از وبلاگهای ضد دینی که کارش در حیطه گمراه کردن جامعه بشری بود مطلبی را خواندم که تحت تاثیر قرار گرفتم و این بود که یکروز خدا با توجه به دو آیه (سجده/5) و (معارج/4) چند روز ماست؟1000 سال یا 50000 سال؟پس این دو آیه با هم اختلاف و تناقض دارند!
اما هرگز چنین نیست...
ميگويند قرآن در تقسيم ارث، سهم مردان را دو برابر زنان قرار داده و به اين ترتيب بيعدالتي و جفاي بزرگي در حق نيمي از بشريت روا داشته است و شايد همين نيمه نگريستن، موجب تحقير زن از چشم مرد در جوامع اسلامي شده است. نظريه فوق،كه معمولاً از جانب بسياري از بانوان عنوان ميشود، به نظر ميرسد براي بسياري از مردم مطرح باشد.
آنچه مسلّم است، هيچ جزئي از اجزاء يك نظام اجتماعي، فرهنگي و ديني را بدون توجه به كل سيستم و ساير اجزاء آن، نميتوان مورد ارزيابي قرار داد. ارث نيز يكي از احكام نظام حقوقي اسلام است كه در كنار ساير حقوق و در ارتباط با تكاليفي كه اين حقوق به وجود ميآورند، مطرح ميباشد .بديهي است كه حقوق و تكاليف همواره بر اساس نيازهاي طبيعي و ضرورت زندگي تعريف ميشوند و الزاماً شكل يكسان و مساوي ندارند.
به عنوان مثال، شما ممكن است براي يكي از فرزندان خود، كه فرضاً در مرحله دانشگاه قرار دارد، چندين برابر فرزند كوچكترتان، كه ممكن است نزد شما عزيزتر هم باشد، خرج كنيد و هزينههاي به مراتب زيادتري براي ادامه تحصيلات و رفت و آمد او اختصاص دهيد. طبيعي است كه مقدار پول تو جيبي كه والدين به فرزندان خود ميدهند، با اينكه همه را يكسان دوست دارند، معمولاً يكسان نبوده و تابعي از نيازهاي آنان به شمار ميرود. در خانوادة خدائي، زن مسئوليتي در تأمين مخارج زندگي ندارد و صد در صد هزينههاي او مادامالعمر به عهده مرد است. تا آنجا كه براي كاري هم كه در خانه انجام ميدهد، حتي شير دادن فرزند خود! حق مطالبه مزد دارد!
برده گرفتن در مذهب یهود نیز موجّه و مشروع قلمداد شده بود. در سفر لاویان از تورات میخوانیم:
«از امّتهایی که به اطراف تو میباشند، از ایشان غلامان و کنیزان بخرید و هم از پسران مهمانانی که نزد شما مأوی گزینند و از قبیلههای ایشان که نزد شما باشند که ایشان را در زمین شما تولید کردند بخرید و مملوک شما خواهند بود و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند و ایشان را تا به ابد مملوک سازید»[1].
از این دستور تورات به روشنی فهمیده میشود که یهودیان میتوانستند دختران و پسران را برای کنیزی و غلامی از اولیاء ایشان خریداری کنند ولی این تنها راه بدست آوردن برده نبود بلکه در مواردی قوم یهود، اجازه داشتند تا مجرمین را نیز به بردگی بگیرند، چنانکه در تورات آمده است:
«اگر دزدی، در رخنه کردن گرفته شود و او را بزنند به طوری که بمیرد، بازخواست خون برای او نباشد... و اگر چیزی ندارد، به عوض دزدی که کرد، فروخته شود»[2].
[1]- تورات، سفر لاویان، باب 25، شماره 45 و 46.
[2]- تورات، سفر خروج، باب 22، شماره 2 و 3.
در قرآن كريم چند آيه وجود دارد كه هر كدام بيانگر طلوع و غروب خورشيد ميباشد.
آيه اول: خداوند در سوره البقرة آيه 115 ميفرمايد: "وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ" يعنى: " و خدا را است مشرق و مغرب، هر سو كه روى آوريد همانجاست روى خدا، هر آئينه خداوند فراخ نعمت دانا است.
آيه دوم: خداوند متعال در آيه 17 سورة الرحمن ميفرمايد: "رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ" الرحمن (17) يعنى: "او پروردگار دو مشرق و دو مغرب است"
آيه سوم: و در سوره معارج آيه 40 ميفرمايد: " فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ " (40) يعنى: "پس قسم ميخورم به پروردگار مشرقها و مغربها كه هر آيينه ما تواناييم"
شراب و... از کارهاي شيطان هستند (سوره 5 آيه 90) ولي در بهشت جوي هايي از شراب (سوره 47 آيه 15 و سوره 83 آيه 22 و 25) جاري هستند. چگونه کارهاي شيطان به بهشت راه يافته اند؟
پاسخ : آنچه به متقين وعده داده شده نوشيدني لذت بخش و پاکيزه ايست که نه مستي زا و نه مايه رنج و تباهي عقل است .
و گرداگردشان قدحهاى لبريز از شراب را مىگردانند 45 . سفيد و درخشنده، و لذّتبخش براى نوشندگان 46 . نه در آن مايه تباهى عقل است و نه از آن مست مىشوند (سوره صافات آيات 45 تا 47 )
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ( سوره انسان آيه 21 )
[بهشتيان را] جامههاى ابريشمى سبز و ديباى ستبر در بر است و پيرايه آنان دستبندهاى سيمين است و پروردگارشان بادهاى پاك به آنان مىنوشاند
2) ثانياً هنوز هم در صحت نظريه داروين ابهاماتي وجود دارد براي مثال به اشکالات چند تن از دانشمنداني که در اين زمينه صاحب نظر بوده اند توجه کنيد:
«والاس» (Wallace) يکي از دانشمنداني است که با نظريه تکامل به مخالفت بر خواسته و از آن اشکالاتي گرفته که عبارتند از
(1) فاصله عميق ميان مغز و قواي دماغي انسان و ميمون،
(2) تمايز زباني آشکار بين انسان و ميمون،
(3) استعداد و توانايي آفرينش هنري در انسان،
(4) عدم تفاوت مغزي بين انسان متمدن کنوني و قبايل بدوي که داروين آنها را حلقه فاصل بين انسان متمدن و ميمون خوانده است. (علم و دين، ايان باربور (Barbour Ian)، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي، ص 99 - 141).
همچنين «فيزيکو» (Phisico) طبيعي دان آلماني و متخصص در تاريخ طبيعي انسان (Anthropologist) ميگويد: «پيشرفتهاي محسوسي که علم تاريخ طبيعي انسان نموده، روز به روز خويشاوندي انسان و ميمون را دورتر ميسازد.» (علي اطلال المذهب المادي، فريد وجدي 103 - 108) .
مطالبی که در وبلاگهای دشمنان بر ضد دین مقدّس اسلام نوشته میشه براتون مثالهایی بیارم خب این یکی از آنهاست از وبلاگی موسوم به «نفرت» که سعی دارد قرآن را نازل شده از سوی سلمان جلوه دهد. مطالب کم رنگ و نازک از نویسنده آن وبلاگ است و مطالب پر رنگ ردیه های من است:
بی تردید سلمان فارسی از تاثیرگذار ترین چهره های تاریخ اسلام به شمار می رود. تا آنجا که محمد پیامبر اسلام در حدیثی او را از اهل بیت خود می خواند(مناقب ابن شهر آشوب-صفحه ۸۵) . گویا سلمان بسیار به محمد نزدیک بوده و نیز از اسرار او آگاه که در حدیثی پیامبر اسلام میفرماید:"آنچه را سلمان می داند،اگرابوذرمیدانست کافرمیگشت." ( بحارالانوار جلد هشتم ) تا آنجا که جماعت قریش می گفتند سلمان قرآن را به محمد تعلیم می دهد؛
خب این دشمن بهتان زدن را از ابتدا شروع کرده است. اولا درست است که سلمان از چهره های درخشان تاریخ اسلام است ولی چه اثر خاصی در اسلام گذاشته است؟ توجه به این نکته الزامیست که این بندۀ اهریمن میخواهد نتیجه بگیرد که بخشی از تاریخ اسلام را سلمان ساخته در حالی که اسم این مرد بزرگوار در عصر پیامبر گاهگاهی به گوش میرسد که مهمتر از همه مسئله جنگ احزاب است ولی توجه دارید که اگر سلمان هم نبود خداوند دین خود را از دشمن حفظ میکرد در عین حال باز تأکید میکنم که قصد این یاوه گو تأثیرگذاری سلمان در شکل اسلام است چنانچه خواهیم دید.