مثال كوه راشمور
بياييد به كوه خودمان برگرديم. ما به خوبي آگاه هستيم كه هنرمنداني چيرهدست و مجسمهسازاني ماهر با يكديگر كار كردهاند تا اين چهرهها را بر روي كوه خلق كنند. ولي آيا اين امكان وجود دارد كه چنين
چيزي شانسي اتفاق افتاده باشد؟ اگر مطابق آنچه دانشمندان ميگويند كرة زمين تا اين اندازه قدمت دارد، پس كوههايي كه بر روي كرة زمين وجود دارند نيز بايستي واقعاً كهنه و قديمي باشند.
آيا كوههاي ديگري در دنيا ميبينيم كه چنين تصاوير و شمايل پيچيده و قابل تشخيصي بر روي آنها شكل گرفته باشد؟ براي مثال آيا كوه مككينلي شمايلي همانند كوه راشمور دارد كه در طول زمان و در اثر فرسايش، باد و يا باران به وجود آمده باشد؟ و آيا بر روي كوه مترهورن تصويري از يك زرافه را ميتوانيم ببينيم كه از طريق نيروهاي طبيعي و در اثر گذشت زمان و بر اساس شانس پديدار شده باشد؟
ازآن جائي كه اشخاصي تحت تأثير افكار من به
گمراهي افتاده اند ، به اين وسيله مي خواهم زيان
عظيمي را كه ممكن است به آنها زده باشم جبران كنم
آنتوني فلو ( Anthony Flew)
گزارش از Harun Yahya
برگردان به فارسي توسط عبدالعلي بازرگان از نشريه Los Angeles Times
(Jan 14-2005 )
اين روزها نشريات خبري سخنان ندامت آميز « آنتوني فلو » را كه روزگاري از فيلسوفان معروف ملحد و منكر خدا بود ،
با آب و تاب منعكس مي نمايد.
الگوى نو داروينيسمِ امروزى بر اين باور است كه حيات با دو مكانيسم طبيعى به تكامل رسيده است: «انتخاب طبيعى» و «موتاسيون» (جهش). اين تئورى اساسا ادعا مىكند كه انتخاب طبيعى و موتاسيون دو مكانيسم مكمّل هستند. ريشه تغييرات تكاملى از جهشهاى تصادفى سرچشمه مىگيرد كه در ساختارهاى ژنتيكى موجودات زنده اتفاق مىافتد. خصوصيات حاصل از موتاسيون با مكانيسم انتخاب طبيعى گزينش مىشوند و بدين طريق موجودات زنده تكامل مىيابند.
با اين حال، وقتى كه به اين تئورى عميقتر مىنگريم، درمىيابيم كه هيچ مكانيسم تكاملى در اينجا اتفاق نمىافتد. نه انتخاب طبيعى و نه موتاسيون در تغيير شكل گونههاى مختلف به هيچ گونه سهمى ندارند، و ادعاى آنان كاملاً بىاساس است.
هو المصور
طاووس یکی از شگفت ترین و زیباترین پرندگان بشمار می آید.پرهایی با شکل منظم و حساب شده این مخلوق انسان فرزانه را به تفکر و تامل در مورد خالق آن وا میدارد.حتی تکامل گرایان از دیدن پر طاووس متنفرند چراکه آنها را در مورد فرضیه تکامل و جهانبینی سطحیشان به شک می اندازد.
داروین میگفت:هر وقت که به طاووس و عظمت پرهایش مینگرم مریض میشم.
یعنی پرهای طاووس نتیجه تصادف نیست اینو خود داروین گفته.اما با دل و درون بیمار جز هدایت الهی چه میشه کرد.چشمشان میبیند اما کورند گوششان میشنود اما کرند عقل و شعور دارند اما نمیفهمند.
پروتئينها مولكولهاي بزرگي هستند كه از اسيد آمينههايي كه در توالي بخصوص در ساختارها و كميتهاي معين نظم يافته اند تشكيل مي شوند. اين مولكولها شامل عناصر سازنده اي از سلولهاي زنده هستند. آسانترين اين مولكولها از 50 اسيد آمينه تشكيل مي شود ولي بعضي پروتئينها وجود دارند كه از هزاران اسيد آمينه تشكيل مي شوند. فقدان، ضميمه يا جانشيني يكي از اسيدهاي آمينه ها در ساختار پروتئيني در سلولهاي زنده، كه هركدام عملكرد مخصوصي دارند، باعث مي شود تا پروتئين به توده اي از مولكولهاي بي مصرف تبديل شود. با اظهار ناتواني در باره ” شكل گيري تصادفي“ اسيد هاي آمينه، فرضيه تكامل در نقطه شكل گيري پروتئينها با شكست مواجه شد.
نویسنده: مدیریت اسلام-قرآن-اعجاز
همانگونه که میدانیم قانون دوم ترمودینامیک بدرستی اثبات نمود که جهان ابتدا و آغازی دارد یعنی از نیستی به هستی آمده.
حال گواه دیگری بر پیدایش جهان را بازگو میکنیم:
هر اتمی از اتمهای هستی از اجزای بسیار ریزی که دارای بارهای الکتریکی هستند ساخته شده اند.آنهایی که بار مثبت دارند پروتون و آنهایی که بار منفی دارند الکترون نامیده میشود.در همه اتمهای هستی بجز اتم هیدروژن علاوه بر الکترون و پروتون ذره ای دیگر وجود دارد به نام نوترون که از لحاظ بار الکتریکی خنثی است.
پروتون و نوترون هسته اتم را تشکیل میدهند و الکترونها با سرعت سرسام آوری با حرکات دورانی اهلیجی به دور هسته در چرخش و گردشند.اگر با این سرعت سرسام آور نمیچرخید هسته الکترونها را جذب خویش میکرد.پس الکترونها در بیشتر اتمها (اگر هم گفته نشود در همه آنها) پیوسته با حرکت به دور هسته میچرخند.در واقع چیزی که میگردد به ناچار باید نقطه شروع زمانی و مکانی داشته باشد که در آن به حرکت افتاده و آغاز به گردش کرده باشد.(قانون) و این آغاز در واقع آغاز پیدایش خود اتمها بوده است.لذا باید معتقد بود که جهان آغاز و پیدایش و آفریدگاری دارد و آفریننده آن را از نیستی و عدم به هستی و وجود آورده باشد چراکه عدم خالق وجود نمیگردد و نیستی هستی نمی آفریند.
منابع و مآخذ:کتاب الله جل جلاله از سعید حوی و با ترجمه دکتر مصطفی خرمدل
منبع: اسلام-قرآن-اعجازبیایید چند دقیقه در مورد چشمان و حس بیناییمان تفکر نماییم:اجزای تشکیل دهنده چشم با چه نظم و نظام شگرفی در کنار هم تشکیل یافته اند.مثلا عصبهای چشم که رابط بین مغز و چشم هستند اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.آیا خود بخودی ماده بیشعور میتواند این اجزا را در کنار هم قرار دهد و با عصبهایی آن را به مغز متصل نماید تا سبب بینایی گردد.برای آن در عمودی(پلک) قرار دهد تا وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را ببنديم که به چشم آسیبی نرسد و ... و ... خودتان بقیه را بخوانید اما بیاندیشید و تفکر نمایید.
فتبارک الله احسن الخالقین

پلك / ملتحمه / قرنيه / عنبيه و مردمك / اتاق قدامي / عدسي / زجاجيه / شبكيه / مشيميه / صلبيه / عصب بينايي / عضلات چشم
كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.
ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.
ماکس پلانک:
بر سردر معبد علم نوشته اند هر کس ايمان ندارد وارد نشود.
آلبرت انيشتين:
احساس مذهبي بزرگ ترين شاه فنر تحقيقات علمي است.
کارل هايم:
شگفتيهاي عالم نه تنها اجازهي تاثير خالق حکيم را ميدهد بلکه وجود او را ايجاب ميکند.
هرانسانی اگر بخواهد به راستی خدا شناس شود قطعا موفق خواهد شد
چنانکه اشخاصی که مدتها گرفتار خود بینی وپندارهای ناروایی بودند که شیطان به انها القا کرده بود تا جایی که جهان را بی افریدگار میپنداشتند و مقام شامخ انسانی را یک میمون تکامل یافته می دانستند اما همین انسانها چون از مستی غرور بهوش امدند همان شعور باطنیشان اگاهشان کرد و نادرست بودن پندارشان را برایشان اشکار نمود از انها چند تن را نام میبرم :
1)داروین:
صاحب فرضیه مشهور تبدل انواع ((شارلزروبرت داروین ))یا کسیکه الحادیگریهای بعضی از مادیون از نظریه او گرفته شده و موسس مکتب پر هیاهوی داروینسیم است بنا به نقل جان کلوورمونسا نویسنده معروف امریکایی عاقبت در برابر فشار نیروها و احساسات فطری و شعور باطنی زانو زده
قطعا شما شانه های کندوی زنبور عسل را دیده اید.بیایید چند لحظه بدان فکر کنیم.شش ضلعیهای منظمی را زنبور میسازد که هیچ انسانی نمیتواند نظیر ان را با عناصر طبیعی بسازد.چه کسی زنبور را اموزش داده؟و یا در نهاد زنبور قرار داده؟این همه نظم از کجا سرچشمه میگیرد؟اصلا چه لزومی دارد که زنبور این همه دقیق عمل کند؟و صدها استدلال دیگر.
ایا همین برای اثبات وجود الله کافی نیست؟مگر کسانی که قلبشان بیمار است.در دل مریضی دارند که هر نشانه ای را میبینند نمیتوانند ایمان بیاورند.چشمشان میبیند اما کورند گوششان میشنود اما کرند عقل و شعور دارند اما نفهمند!

دربارهی وظایف این ماده باید اظهار داشت که دانشمندان دریافتهاند که بزاق نقشی بسیار مهم در چند سطح دارد. اول این که سطح داخلی دهان را مرطوب میکند، چون اگر این ماده نباشد خشک و پوسته پوسته میشود و در نتیجه میترکد و میکروبها در آن به فعالیت میپردازند بنابراین یکی از وظایف آب دهان، خیس کردن زبان و سطح داخلی دهان است. و دیگر این که بزاق لقمهی غذا را خیس و نرم میکند تا بدین ترتیب کار جویدن و هضم آن به آسانی صورت پذیرد و در واقع کار عصارههای هضمکنندهی اولیه را در دهان انجام میدهد. لذا وقتی کسی نان میخورد و مدت زیادی آن را در دهان نگاه میدارد، مزهی شیرینی را احساس میکند. این یعنی مواد و عصارهی هضمکنندهای در بزاق هست که نشاسته را به قند تبدیل میکند.
این ماده همچنین برای حرف زدن نیز بسیار مفید وکارساز است. برای تلفظ هر یک از حروف هفده عضله دخیلند، و زبان فقط وسیلهی حرفزدن است و بس. اگر بزاق نباشد انسان قادر به ادامهی صحبتش نیست.
قانون دوم ترمودینامیک متضمن این مفهوم است که یک فرایند فقط در یک جهت معین پیش می رود و در جهت خلاف آن قابل وقوع نیست. این محدودیت برای جهت وقوع یک فرایند, مختصه قانون دوم ترمودینامیک است به عبارت روشن تر این قانون بیان میدارد که غیر ممکن است وسیله ای بسازیم که در آن حرارت از جسم سردتر به جسم گرمتر منتقل شود .
درباره قانون دوم ترمودینامیک ،هر آزمایش مربوطی که صورت گرفته به طور مستقیم یا غیرمستقیم ﻤﺆید قانون دوم بوده و هیچ آزمایشی منجر به نقض قانون دوم نشده است .وهیچ پدیده ای برخلاف آن مشاهده نشده است.
نتایج فلسفی قانون دوم ترمودینامیک
همانطور که قانون اول ترمودینامیک منجر به تنظیم خاصیتی به نام انرژی میشود قانون دوم ترمودینامیک به ابداع مفهوم مجردی به نام آنتروپی می انجامد .
این قانون ازاهمیت فلسفی فوق العاده ای برخورداراست و همیشه نظریات و مباحثات گوناگونی پیرامون آن در گرفته است. قانون دوم را عده ای به عنوان دلیلی بر وجود خدا بسیار با ارزش تلقی کرده اند.
تیموس غدهای است که در آغاز ولادت رشد میکند. پس از دو سال باریک میشود، همین امر دانشمندان بزرگ را واداشته که چنین اظهارنظر کنند : این غده هیچ کاری ندارد و اصلاً درزندگی انسان بیپایه است. و این ناشی از این است که علم هنوز راه به جایی نبرده، اما پس از مدتی کشف شد که این غده یکی از مهمترین غدهها در زندگی انسان است.
سیستم دفاعی از پراهمیتترین سیستمهای بدن آدمی و متشکل از یک سپاه دفاعی با آمادگی بسیار خوب است. گروههای اطلاعاتی، اسلحهسازی، جنگ، خدمترسانی و گروههای جنگندهی تکاور در این سپاه هست. در این جا دربارهی گروههای جنگی بحث میکنیم.
گروهی از گلبولهای سفید خون که در مغز استخوان ساخته میشود، و مختص مأموریتهای جنگی است، برای گذراندن دورهای آموزشی – تجربی به یک دانشگاه جنگ به نام غدهی تیموس فرستاده میشود و پس از گذراندن امتحان نهایی با عنوان (سلول آموزش دیده) بیرون میآید. گلبولهای سفیدی که برای جنگ ساخته شده، در این مدرسه دو درس اساسی یاد میگیرند : شناسایی خودی و دوست، و شناسایی دشمن بیماریآور.
در مرحلهی نخست صدها هزار پروتئین که در ساختار بدن آدمی شرکت دارد به این سلولها نشان داده میشود و به عنوان نیروهای دوست شناسانده میشود، و به سلولها یاد میدهند که به این دسته حمله نکنند، چراکه با حمله به آنها بدن خود، خود را نابود میکند.
در مرحلهی دوم آن چه بشریت در طی نسلها از طریق مراقبت و رعایت مادر که با شیر به بچه میرسد و از طریق تجربهی مستقیم به عنوان عنصر بیمارکننده شناخته، به سلولها نشان داده میشود. بچه در سالهای نخستین از روی فطرت بسیار میل دارد که هر چیزی را بگیرد و در دهانش بگذارد تا سلولهای جنگندهاش عناصر دشمن را بشناسد یا ابتلا به بیماری اطلاعات بیشتری دربارهی دشمنانش در اختیار او میگذارد، در اثنای این آزمون و خطاها گلبولهای سفید جنگنده عناصر دشمن که باید به آنها حمله کند، شناسایی، یا خبر حضورشان را پخش میکند، و یا این که خود در دستگیری آنها شرکت میکند.
نویسنده:مدیریت اسلام-قران-اعجاز Islam_quran_ejaz@yahoo.com
مقدمه با طرح یک سوال:جنس زبان از چیست که مزه ها را تشخیص میدهد؟
برای مثال شما مقداری نمک را روی دست،صورت و یا سایر اعضای بدن بریزید ایا مزه ان را حس میکنید؟
حال به یک نمونه اعجاز در مورد حس چشایی زبان توجه فرمایید:
در طبیعت چهار مزه شیرین،تلخ،شور و ترش وجود دارد که زبان تمامی ان مزه ها را تشخیص میدهد.ایا نمیشد زبان هیچ مزه ای را حس نمیکرد؟و یا فقط حس چشیدن یک مزه مانند تلخ را داشت؟
عصبهای حس چشایی موجود در زبان با هم متفاوتند یعنی عصب مخصوص هر حس در جای مخصوصی در زبان واقع است.مثلا عصب چشیدن شیرینی بیشتر در نوک زبان،تلخی در ته زبان،ترشی و شوری هم در کناره زبان قرار گرفته اند.
اما واقعیت آنست که برای شناخت و معرفت صحیح خداوند تنها راهی که وجود دارد، راه پیامبران الهی می باشد، این طریق سالم ترین و راست ترین راه برای این منظور می باشد.
علامه سید ابو الحسن علی ندوی می نویسد:
بنابر این قرآن با تاکید بیان می دارد که پیامبران راهنمایان اند بر ذات و صفات حقیقی خداوند و آنان یگانه وسیله معرفت صحیح خداوند می باشند که هیچ نوع نادانی و گمراهی، سوء فهم و سوء تعبیر با آن آمیخته نیست و جز طریق آنان برای شناخت صحیح خداوند هیچ راهی وجود ندارد، خداوند عز وجل این حقیقت روشن را بر زبان اهل بهشت بیان نموده است و آنان اهل صدق و تجربه هستند و در جایگاه صدقی به این حقیقت اعتراف کردند:
خورشيد از اهميتی قطعی برای زندگی روی زمين, برخوردار است, و وجود خورشيد و ستارگان, که اکثرا" از تشريک مساعی اتمهای هيدروژنی تشکيل شده اند, بطور عمومی يک معجزه است. احتمال اينکه ستارگان و قدرتهای کنترل کنندة آنها, تصادفی قدم به عرصه گذاشته اند, عملا" غيرممکن است. برای اينکه ستارگان بتوانند وجود داشته باشند, بايد نيروهای ذکر شدة ذيل موجود باشد:
1 ) قدرت جاذبه ای ضعيف لازم است, تا با آن کهکشان بتواند به شکل کنونی برقرار باشد :
نيرو, توسط ذراتِ عنصری از قوة جاذبه متأثر شده, که جزئي از حجم آن است. قدرت واقعی بين دو جرم, نتيجة مجموع ضربِ دو حجم است و ضربِ حاصل آن در امتداد کهکشانهايي است, که کمیِ بی نظير آنها يک معما در بخشهای پارامتر ذرات فيزيکی است. اين نيروی گرانشیِ پايدار اندازه ای دارد به مقدار 10 به توان منفی 38 و اين نيروی گرانشی بين دو پروتون را نشان می دهد.
گرويتون (Gravtiton) يا گرانش يا جاذبه نيرويي ضعيفی است و نقش مـهمی را روی زمـين و در فـضا بـازی می کند. اجرام ستارهها بخاطر مقدار ذرات بيش از اندازه ترکيب می شوند, و کوچکترين جاذبة جرم هر ذره, اثر بسيار زياد توده ای دارد. ستارگان نمی توانند بدون پايداری جاذبه ضعيف برقرار باشند. هرچه قدرت جاذبه کمتر باشد, پروتونها بيشتر بايد روی هم انباشته شوند, تا با آن بتواند فشار در مرکز نوکلئون (واکنش اتمی) را آزاد کند. از آنجاييکه پايداری جاذبه بسيار کوچک است, ستارگان بايد بسيار بزرگ باشند, و چون ستارگان بسيار بزرگ هستند, می توانند "ميليارها" سال بدرخشند.
برهان کيهان شناختی ـ علت اوليه اگر شيئی وجود دارد, پس بايد چيزهايي که لازم است, وجود داشته باشند, تا آن شيئ وجود داشته باشد.
کهکشان وجود دارد.
پس بايد آنچه لازم است, وجود داشته باشد تا با آن کهکشان وجود داشته باشد.
آنچه لازم است تا با آن کهکشان وجود داشته باشد, نمی تواند در داخل کهکشان وجود داشته باشد يا در بُعد زمان و مکان محدود باشد.
پس بايد آنچه لازم است تا با آن کهکشان وجود داشته باشد, فراتر از بعد مکان و زمان باشد.
عمانوئيل کانت (Immanuel Kant), معروفترين فيلسوف آلمانی (1724 - 1804 ), از اعتقاد خود به تکذيب شناخت منطقی خدا اينگونه دفاع می کند, از ديد او تضادی قرار دارد بين زمان (الف) و عليت (ب) :
زمين, بطور مخصوص برای حيات خلق شده است: 1 ـ زمين در فاصله ای درست با خورشيد قرار دارد, که ما دقيقا" اندازة گرمايي درست را دريافت کنيم, گرمايي که زندگی را امکان پذير می کند. بقية سيارات منظومة شمسی ما, يا آنقدر نزديک به خورشيد هستند (گرمای وحشتناک) يا آنقدر دور هستند (بشدت سرد), که اصلا" حياتی بتواند روی آنها ممکن باشد.
2 ـ هر تغيير قابل صحبتی در سرعت دورانی زمين, حيات را غيرممکن می گرداند. اگر بطور مثال زمين فقط با يک دهم سرعتی که در حال حاضر دارد, بچرخد, کلية گياهان يا در روز می سوزند, يا در شب يخ می زند.
3 ـ تغيير حرارت در محدودة مناسب در حرکت است, به دليل تقريبا" مدار دورانی شکل زمين به دور خورشيد.
کتب اسمانی تعليم می دهد, که خدا کهکشان و هرچه در آن است را خلق کرده است. نظرية تحول و تکامل تعليم می دهد, که انسان محصول تکاملی تصادفی است, که از شـکل سـاده حيات به شکل پيچــيدة آن تبـــديل می شود, مانند, مثلا" اگر يک ماشين دائمأ خود را تکميل کند. نظريه تکامل ضرورت يک خالق هوشمند يا به عبارتی استاد بنيادگذار را زايد می داند.
1 ـ اعتقاد به تحول و تکامل اولين اصل ترموديناميک را نقـض می کند, قانـون دريـافت انـرژی. ايـن قانــون می گويد, که انرژی از فرمی به فرمی ديگر تبديل می شود, اما نمی تواند خلق يا نابود شود. هيچ چيزی در سيستم قانون طبيعت نمی تواند منشأ خود را تعريف کند. انرژی مورد نياز برای تازگی تکامل, بطور مثال اينکه ماهی پا درآورد و از باطلاق اوليه خود بيرون بخزد, متناقض با اين قانون فيزيکی غير قابل تغيير است. ساختار کنونی کهکشان روی دريافت, ايجاد شده است. مُدل خلقت با جهان بينی دینی يکسان است, اينکه خدا کهکشان را خلق کرده است. جايي که خدا بعد از کار خلق کردن خود آرامی گرفت (پيدايش2: 3 ), هيچ انرژی ديگری خلق نمی شود. آزاد شدن انرژی در يک تجزية هستة اتمی به هيچ عنوان توليد انرژی نيست, بلکه تبديل ماده به انرژی است.
2 ـ اعتقاد به تکامل با دومين اصل ترموديناميک نيز متناقض است, قانون انحلال انرژی. انرژی که برای کاری مفيد در سيستمی عمل کننده در اختيار است, تمايل به اين دارد, که خود را تقليل دهد, با وجود اينکه کلِ انرژی ثابت می ماند. سيستم ساختاری از يک وضعيت مرتب پيچيده به وضعيتی کمتر مرتب, بدون سيستم و متلون تغيير پيدا می کند. اين روند بعنوان "آنتروپی" ناميده می شود. بطور تئوری می تواند در موقعيتی نادر, محدود و گذرا به وضعيتی مرتب برسد. اما طبق اين قانون همة سيستمها به سمت انحلال در حرکت است. تحول و تکامل, مستقيم با دومين قانون اصلی ترموديناميک تناقض دارد.
سبحان الله! واقعا عظمت خدا رو اينجا ميشه درك كرد كه يك قرآن قديمي تازه كشف شده را موريانه ميخوره ولي هيچ صدمه اي به آيات الهي وارد نميشه!
{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} ﴿حجر/9﴾ بی تردید ما قران را نازل کردیم و قطعا از ان محافظت خواهیم کرد.
مطالب مرتبط: مصونیت قران از تحریف و وعده محافظت
سنی نیوز:یک دانشمند ژاپنی کشف کرده است که آب زمزم دارای خصوصیات منحصر به فردی است که در آبهای معمولی دیگر یافت نمی شود. به گزارش «تقریب»، دکتر “مساروا ایموتو”، دانشمند ژاپنی تأکید کرد: تحقیقات علمی بسیاری که به وسیله تکنولوژی نانو بر روی آب زمزم انجام شده است، نشان می دهد هیچ یک از خواص این آب قابل تغییر نیست و اگر یک قطره از آب زمزم به ۱۰۰۰ قطره از آبهای معمولی اضافه شود، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد.مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)
منطقه” نویبه” در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی میباشد .

این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را در انجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند )

تا یادگار عذاب و رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا ” رونی وایت ” از خود بپرسد ایا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ … ایا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا” انهم جند مغرقون و دریا را به ارامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . ۲۵ / دخان) همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط ” رونی وایت ” و یارانش اغاز شود .

در بین محققان و اندیشمندانی ” رونی وایت ” چهره شناخته شده ای میباشد .. اولین کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابی کامل منتشر کند . ایا او می توانست نشانه های از عذاب الهی را که دشمنان حضرت موسی (ع) گرفتار ان شده بودند را بیابد.؟!
حتما ادامه مطلب را بخوانید!![]()
سردبير مجله سوئيسی كه بتازگی كاريكاتوری منسوب به پيامبر (ص) را منتشر كرده بود در اتاق محل كارش دچار مرگ ناگهانی شد.
به گزارش منابع خبری سوئيسی، «پيتر ملين ـ Piter Me» در حاليكه كارمندان روزنامهاش برای تشكيل جلسهاي منتظر وی بودند، بر اثر سكته قلبی درگذشت. كاركنان روزنامه كه از تأخير بيش از اندازه او نگران شده بودند وی را مرده در دفتر كارش پيدا كردند.
منبع :آسمان مهر
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (44/ هود) :
و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار.



كوه جودي در كردستان تركيه ( نزدیک کردستان عراق هم هست)قرار دارد و تصويري كه ميبينيد همان جايي است كه كشتي حضرت نوح ( سلام خدا بر او باد) ايستاده .......( الله اعلم)
همانطور که در قرآن اومده کشتی نوح علیه السلام روی کوه جودی قرار گرفته ...همین مطلب در سفر تکوین تورات (۸:۴) اومده با این تفاوت که به جای جودی اسم آرارت رو ذکر کرده ...
برگرفته از وبلاگ صدای غربت
توماس داوید پارکس متخصص تحقیقات شیمیایی میگوید: امروز علمای شیمی از جدول تناوبی عناصر برای مطالعه خواص و ترکیبات شیمیایی جدید و یا کشف شده کمک می طلبند و اینکه ایشان همیشه در تفحصات خود موفق میشوند. دلیل بزرگی بر وجود نظم و ترتیب بدیعی است که در عالم ماده وجود دارد.در عالم طبیعت همه چیز از روی مشیت ونظم انجام میگیرد و لازمه مشیت وجود یک عاقل مدبر است و من این عاقل را خدا می نامم.
ایزاکواتس میگوید: طبیعت در حال قیام کتاب خود را گشوده و از روی ان افرید گار بزرگ را تسبیح و تجلیل میکند.