تبليغاتX
اسلام- قرآن - اعجاز - نشانه‌هاي کوچک قيامت
آرشیو دسته ای
پیوندها
    اسلام-پرسش و پاسخ
    اعجاز علمی در قرآن و سنت
     دارالعلوم زاهدان
    معناى توحيد
    بيداري اسلامي
    سایت نوگرا
    قرآن شناسی
    نوار اسلام
    اعجاز در قران
    رد افشا
    قرانیان
    راه حقّ
    باورهای من
    اندیشه سبز
    پیک اصلاح
    سراج سیریک
    اسلام 411
    صلاح الدین
    اصلاح
    عقیده
    حقایق
    افاق
    ايمان
    انجمن اسلام نت
    انجمن اخلاق و معرفت
    انجمن اینترنتی مسلمانان
    لینک های زیبای اسلامی
    لینکستان اهل سنت
    دنیای لینک
    مجله نداي اسلام
    اهل سنت جنوب
    کتب اهل سنت
    اهل سنت کرمانشاه
    اهل سنت کردستان
    اهل سنت شمال
    اهل سنت خراسان
    پایگاه اطلاع رسانی احیاء
    اهل سنت غرب
    عـــقـیـده اهــــل سـنـت و جــــمـاعــت
    فلسفه و حکمت
    روناکی
    شبکه قرآنی عروة الوثقی
    معجزه‌ی جاویدان
    اسلام ایین زندگی-مخالف بی فکری
    اهل سنت
    صراط مستقیم
    اندیشه ها
    انجمن اینترنتی اهل سنت کرمانشاه
    دانلودهای اهل سنت کرمانشاه
    لینکستان سایت اهل سنت کرمانشاه
    Check Page Rank
    سایت رسول الله
    پاسخ های قرآن و سنت
    اسلام گرا
    طب قرآنی
    اسلام در اروپا
    حجاب اسلامی
    اهل سنت شمال شرق
    کتابخانه الکترونیکی تک بوک
    فکر نو
    سایت خبری تابناک
    دانلود رایگان نرم افزار
    راه سلف
    کانون گفتمان قرآن
    صدای آسمان
    سخن دانشمندان درباره خدا و مذهب
    اهل سنت و جماعت (عربی)
    هاوری
    islamhouse
     Islampaik
    لینک ساز
    سایت تابش
    پاسخگو
    سایت استاد بزرگ هارون یحیی
    نور دانلود
    شبهات موبوط به تناقضات قرآن و پاسخها (المبین)
     آموزش زبان انگلیسی گناباد
    بررسی شبهه دوگانه گویی در آیات قرآن كريم
    شبی با قرآن
ارتباط با ما

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (بقرة/2‏)‏ ‏اين كتاب هيچ شکی در آن نيست و راهنماي پرهيزگاران است. ‏ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ بقرة / 23‏)‏) ‏اگر درباره آنچه بر بنده خود نازل كرده‌ايم ، دچار شكّ و دودلي هستيد ، سوره‌اي همانند آن را بسازيد ( و ارائه دهيد ) و گواهان خود را بجز خدا ( كه بر صدق قرآن گواهي مي‌دهد ) فرا خوانيد ( تا بر صدق چيزي كه آورده‌ايد و همسان قرآنش مي‌دانيد ، شهادت دهند ) اگر راستگو و درستكاريد . إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر/9‏) ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن مي‌باشيم ( و تا روز رستاخيز آن را از دستبرد دشمنان و از هرگونه تغيير و تبديل زمان محفوظ و مصون مي‌داريم ) .‏ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى(طه/70) ‏‏( موسي عصاي خود را انداخت . عصا مار بزرگي گرديد و همه طنابها و چوبه دستيهاي مارگونه ايشان را فوراً بلعيد . ) به دنبال آن ، جادوگران همگي به سجده افتادند و گفتند : ما ( حقيقت را عيان مي‌بينيم و ) به پروردگار هارون و موسي ايمان داريم .‏ ‏ قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا(طه/72) ‏( جادوگران به فرعون پاسخ دادند و ) گفتند : ما هرگز تو را بر دلائل و براهين روشني كه برايمان آمده است ، و بر پروردگاري كه ما را آفريده است بر نمي‌گزينيم و مقدّم نمي‌داريم ، پس هر فرماني كه مي‌خواهي صادر كني ، صادر كن ( و آنچه مي‌خواهي بكن ، كه باكي نيست . امّا بدان ) تو تنها مي‌تواني در زندگي اين جهان فرمان بدهي ( و قدرت فرماندهي تو از دائره اين دنيا فراتر نمي‌رود ) .‏ ‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً(سوره إسراء/85) از تو ( اي محمّد ! ) درباره روح مي‌پرسند ( كه چيست ) . بگو : روح چيزي است كه تنها پروردگارم از آن آگاه است ( و خلقتي اسرارآميز و ساختماني مغاير با ساختمان ماده دارد و اعجوبه جهان آفرينش است . بنابراين جاي شگفت نيست اگر به حقيقت روح پي نبريد ) . چرا كه جز دانش اندكي به شما داده نشده است ، ( و علم شما انسانها با توجّه به گستره كلّ جهان و علم لايتناهي خداوند سبحان ، قطره به دريا هم نيست ) .‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ(سوره نمل/83) روزي ( را اي پيغمبر ! يادآور شو كه قيامت فرا مي‌رسد و ) گروه عظيمي از همه ملّتها را گرد مي‌آوريم كه ( در دنيا ) آيات ( كتابهاي آسماني و معجزات پيغمبران ربّاني و نشانه‌هاي جهاني دالّ بر وجود ) ما را تكذيب مي‌كرده‌اند ، و پس ( از گردآوري ايشان ، جملگي ) آنان به يكديگر ملحق و در كنار همديگر نگاه داشته مي‌شوند . حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْماً أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره نمل/84)‏ زماني كه ( به پاي حساب سوق ، و در آنجا حاضر ) مي‌آيند ( خدا توبيخ‌كنان خطاب بديشان ) مي‌گويد : آيا آيات مرا تكذيب كرده‌ايد ، بدون آن كه ( تحقيق نموده و ) كاملاً از آنها آگاهي پيدا كرده باشيد ؟ ! اصلاً ( شما در دنيا ) چه كار مي كرده‌ايد ؟ ( مگر بيهوده آفريده شده بوديد ؟ ) .
نشانه‌هاي کوچک قيامت
دسته: قیامت
نشانه‌هاي کوچک قيامت

نوشته: يوسف بن عبدالله بن يوسف الوابل

نشانه‌هاي کوچک قيامت ذکر شده توسط علماء بسيارند ولي من بعد از دقت‌نظر در احاديث نبوي و دست‌يابي به نظر علماء دربارة صحت و سقم و يا قوت و ضعف آنها (در حدود علم قاصرم) آنچه به اثبات نرسيده بود و يا اثبات شده ولي حديث صحيحي دربارة آن يافت نمي شد همه را حذف و تنها به نشانه‌هاي اثبات‌‌شده در سنت نبوي بسنده کردم.

در ذکر اين نشانه‌ها ترتيب خاصي را مراعات نکرده‌ام چون حديثي در اين زمينه نيافتم. لذا ابتدا نشانه‌هايي را که علما معتقدند ظاهر شده و به پايان رسيده‌اند، ذکر نموده و سپس آنهايي را که حوادث مقتضي تقديمشان است برشمرده‌ام. مثلاً ظهور فتنه‌ها بر قبض علم مقدمند و حتى برخي از آنها در عصر صحابه ظاهر شده‌اند. پس به استناد اخبار کشتار روم را قبل از فتح قسطنطنيه و کشتار يهود در زمان عيسي -علیه السلام- را بعد از فتح قسطنطنيه آورده‌ام زيرا فتح آن قبل از ظهور دجال و نزول عيسي بعد از ظهور دجال است... الي آخر.

تعدادي از اين نشانه‌ها بعد از نشانه‌هاي بزرگ مي‌آيند پس لازم است ذکر آنها را به تأخير بياندازيم مانند انهدام کعبه توسط حبشيها و وزيدن بادي که ارواح مؤمنين را قبض مي‌کند.

لازم به يادآوري است بسياري از مبادي نشانه‌هاي قيامت در عهد صحابه -رضي الله عنهم- و به طور پراکنده در برخي اماکن بيشتر از جاهاي ديگر ظاهر شده‌اند و به مرور زمان تا روز قيامت به استحکام خود مي‌رسند.

مثلاً در مقابل قبض علم جهل صرف است لذا وجود درصد کمي از علماء در جوامع منافي آن نيست و آنان به نسبت جاهلان بسيار اندک به نظر مي‌رسند. ساير نشانه‌ها نيز چنين هستند(1).

شايان ذکر است بعضي از مردم تصور مي‌کنند، نشانه‌هاي قيامت بايد حرام يا مذموم باشند. در حالي که آنچه به عنوان نشانه قيامت در اخبار آمده است لازم نيست حتماً حرام و منکر باشد. بي‌شک بناي ساختمانهاي چندين طبقه توسط مردم عادي، توسعه اموال و اينکه پنجاه زن يک قيم داشته باشند همه اين موارد از منکرات و محرمات نيستند بلکه همه اينها علامتند و ممکن است خير، شر، مباح، حرام، واجب و غيره در آنها يافت شود. (والله اعلم) (2).

اکنون نوبت بيان نشانه‌هاي کوچک قيامت است که عبارتند از:

1- بعثت حضرت محمد - صلى الله عليه وسلم

پيامبر -صلى الله عليه وسلم- خبر داده است که بعثت او دال بر نزديکي روز قيامت و او پيامبر آخرالزمان است.

سهل -رضي الله عنه- مي‌گويد پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «بعثت أنا والساعة کهاتين» و يشير بإصبعيه فيمدّهما» (3)

«بعثت من و روز قيامت مانند اين دو انگشت است (در حالي که با دو انگشتش اشاره مي‌کرد)».

انس -رضي الله عنه- مي‌گويد پيامبر خدا فرمودند: «بعثت أنا والساعة کهاتين» در حالي که دو انگشت سبابه و وسطي را به هم چسبانده بود(4).

قيس بن ابي‌حازم از جبيره در حديث مرفوعي (حديثي که بدون انقطاع سند به پيامبر خدا رسيده است) چنين نقل مي‌کند.

«بعثت في نسم الساعة»(5).

«من در ابتداي وزيدن بادهاي قيامت مبعوث شدم».

ابن اثير مي‌گويد: «نَسَم از نسيم يعني وزيدن ضعيف باد است يعني من در ابتداي علامتهاي قيامت مبعوث شده‌ام برخي ديگر گفته‌اند جمع نسمه است يعني من در ميان انسانهايي (ذوي‌الارواحي) که خداوند نزديک به روز قيامت آنها را خلق کرده است (آخرين نسل بني‌آدم) مبعوث شده‌ام»(6).

پس نخستين نشانه قيامت بعثت حضرت محمد - صلى الله عليه وسلم- آخرين پيامبر است و بعد از او نبي ديگري تا روز قيامت نمي‌آيد. او و روز قيامت مانند انگشتان سبابه و وسطي به دنباله هم قرار گرفته‌اند و در بين آن دو انگشت ديگري وجود ندارد، يا از اين نظر که يکي از آنها از ديگري بزرگتر است(7). و روايت ترمذي نيز به همين معنا است: «بعثت أنا والساعة کهاتين – وأشار أبوداود بالسبابة والوسطى- فما فضل إحداهما على الأخرى» (8). «بعثت من و قيامت مانند اين دو انگشت است – ابوداود با دو انگشت سبابه و وسطي اشاره کرد – يا مانند فضل يکي از آن دو بر ديگري». و در روايت مسلم چنين آمده است «شعبه گفت از قتاده شنيدم که در قصه‌هاي خود مي‌گفت: «کفضل أحدهما على الأخرى» نمي‌دانم آنرا از انس به ياد دارم يا قتاده آنرا گفته است»(9).

قرطبي مي‌گويد: «حضرت محمد اولين نشانه آخرالزمان است چراکه او مبعوث شد و بعد از او تا قيامت نبي ديگري مبعوث نخواهد شد»(10).

خداوند مي‌فرمايد:

)مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ( (احزاب: 40).

«محمد پدر هيچيک از مردان شما نيست بلکه فرستادة خدا و آخرين پيامبران است».

2- وفات پيامبر

يکي ديگر از علامات قيامت وفات حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- است. در حديث از عوف بن مالک -رضي الله عنه- روايت شده است پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «اعدد ستاً بين يدي الساعة: موتي...»(11).

«شش چيز را از نشانه‌هاي قيامت بدان مرگ من و...».

مرگ پيامبر خدا يکي از بزرگترين مصائب مسلمانان بود بطوري که بعد از وفات ايشان دنيا در برابر چشم اصحاب او تاريک شد.

انس بن مالک مي‌گويد: «روزي که پيامبر خدا به مدينه وارد شد همه چيز روشن و منور گرديد اما پس از وفات ايشان دنيا در مدينه به تاريکي گراييد. ما در حالي که پيامبر خدا را دفن مي‌کرديم – حادثه را باور نداشتيم و دست‌بردار نبوديم حتى قلبهايمان را نيز انکار مي‌نموديم»(12).

ابن حجر مي‌گويد: منظور انس بن مالک -رضي الله عنه- اين است بعد از وفات پيامبر مهرباني الفت، صفا و معنويت مدينه نسبت به حال حياتشان -صلى الله عليه وسلم- به خاطر فقدان تعليم و تربيت ايشان تغييرکرد»(13).

بعد از وفات پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- وحي از آسمان قطع گرديد. پس از فوت آن حضرت ابوبکر و عمر -رضي الله عنهما- ام‌ايمن را ديدند گريه مي‌کرد از او پرسيدند چرا گريه مي‌کني هم‌جواري خداوند براي پيامبر بهتر است او گفت من منکر نيستم که جوار خداوند براي پيامبر بهتر است اما بدين خاطر گريه مي‌کنم که وحي از آسمان قطع شد و ديگر بر ما نازل نمي‌گردد پس ابوبکر و عمر نيز همراه او گريه کردند (14).

همانطور که مردم ديگر مي‌ميرند محمد -صلى الله عليه وسلم- نيز مي‌ميرد زيرا خداوند در اين دنيا جاودانگي را به کسي عطا نکرده است و دنيا راه عبور است نه جايگاه استقرار.

خداوند مي‌فرمايد:

)وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِيْنْ مِتَّ فَهُمْ الْخَالِدُونَ * كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ( (انبياء: 34- 35).

«براي هيچ کس قبل از تو زندگي جاويدان قرار نداده‌ايم. آيا اگر تو بميري آنان جاودان مي‌مانند! هر نفسي بايد مزه مرگ را بچشد و ما شما را با سود و زيان، بدي و خوبي مي‌آزمائيم و (براي حساب و کتاب) به سوي ما برگردانده مي‌شويد».

غير از اين آيه آيات زيادي دربارة مرگ نازل شده‌اند و تصريح مي‌کنند هر نفسي مرگ را مي‌چشد گرچه او پيامبر خدا و امام متقين (حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم-) باشد.

قرطبي در توصيف مرگ پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- مي‌گويد: اولين امر ناگهاني براي دين اسلام مرگ حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- و سپس مرگ عمر بن خطاب بود. با وفات پيامبر وحي قطع شد و نبوت خاتمه يافت. اولين شرارتها با ارتداد اعراب و امثال آن آشکار شد و نخستين سر فصل قطع خير و ايجاد نقص در آن آغاز گرديد.

ابوبکر صديق -رضي الله عنه- مي‌فرمايد:

فلتحدثن حوادث من بعده

 

تعني بهن جوانح و صدور

«حوادث زيادي بعد از پيامبر پيش مي‌آيد که بسياري از پهلوها، کمرها و سينه‌ها را رنجور مي‌سازند.

صفيه دختر عبدالمطلب -رضي الله عنها- مي‌گويد:

لعمرک ما أبکي النبي لفقده

 

ولکن ما أخشي من الهرج(15) آتيا(16)

«قسم مي خورم که به خاطر مرگ پيامبر گريه نمي‌کنم بلکه از کشتار و بي‌نظمي آينده مي‌ترسم».

3- فتح بيت‌المقدس

يکي ديگر از علامتهاي قيامت فتح بيت‌المقدس است در حديث عوف بن مالک -رضي الله عنه- روايت شده است. پيامبرخدا فرمودند: «اعدد ستاً بين يدي الساعة... (فذکر منها) فتح بيت ‌المقدس»(17).

«شش چيز را از نشانه‌هاي قيامت بر شمار... (يکي از آنها) فتح بيت‌المقدس است».

براساس نظريه مؤرخين در خلافت حضرت عمر سال 16 ه‍. بيت‌المقدس فتح شد. عمر بن خطاب به آنجا رفت، با اهل آن صلح کرد، آنجا را از يهود و نصاري پاک گرداند و مساجدي را در قبله بيت‌‌المقدس بنا نهاد(18).

امام احمد از طريق عبيد بن آدم چنين روايت مي‌کند. او مي‌گويد: «شنيدم عمر بن خطاب به کعب الاحبار(19) گفت: به نظر تو در کجا نماز بخوانم؟ او گفت اگر سخن مرا قبول مي‌کني پشت صخره نماز بخوان تا بيت‌المقدس کلاً روبروي تو قرار گيرد. عمر گفت راي تو موافق با يهوديت است. نه، بلکه در جايي نماز مي‌خوانم که پيامبر خدا نماز خوانده است به طرف قبلة قدس آمد و نماز خواند سپس عبايش را پهن کرد و آنجا را تميز کرد، مردم نيز او را ياري دادند»(20).

4- طاعون عمواس (21)

در حديث عوف بن مالک پيامبر خدا شش علامت روز قيامت را بيان کرد و فرمودند... (يکي از آنها) «موتان(22) يأخذ فيکم کقعاص(23) الغنم»(24).«... مرگ زيادي (بيماري کشنده‌اي) مانند بيماري کشنده گوسفندان در ميان شما پيش مي‌آيد».

ابن حجر مي‌گويد: «گفته شده است اين نشانه در خلافت عمر بن خطاب به نام طاعون عمواس بعد از فتح بيت‌المقدس (در شهري نزديک آن) پيش آمده است» (25).

براساس رأي مشهور جمهور (مؤرخين) در سال 18 ه‍. بيماري طاعون در ناحيه عمواس شروع شد و سپس در سرزمين شام انتشار يافت و در اثر آن بسياري از اصحاب پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- و از ساير مردم مردند. عده‌اي تعداد آنان را 25000 نفر تخمين زده‌اند. از جمله آنان ابوعبيده عامر ابن جراح -رضي الله عنه- امين امت است(26) و (27).

برگرفته از كتاب : نشانه هاي قيامت تألف : يوسف بن عبدالله بن يوسف الوابل

منابع:

1- «فتح الباری» (13/16) این موضوع در بحث قبض علم و ظهور جهل بعداً توضیح داده  می‌شود

2- «شرح امام نووی بر مسلم» (1/159).

3- «صحیح بخاری»، کتاب الرقاق، باب قول النبی -صلى الله عليه وسلم-: «بعثت أنا والساعة کهاتین» (11/347 با شرح فتح الباری).

4 - «صحیح مسلم» کتاب الفتن و أشراط الساعة، باب قرب الساعة، (18/89 – 90 همراه با شرح امام نووی).

5- رواه الدولابی فی «الکنی» (1/23)، و ابن منده فی «المعرفة» (2/234/2) آلبانی می‌گوید: این حدیث صحیح است. این حدیث را حاکم در «الکنی» و در «الفتح الکبیر» روایت کرده و به غیر او نسبت نداده است (صحیح جامع‌الصغیر» (3/8) (حدیث 2829) و «سلسلة الأحاديث الصحيحة» (2/468) (حدیث 808).

6- «النهاية فی غریب الحدیث» (5/49 – 50)

7- «التذكرة» (ص 625 – 626) و «فتح الباری» (11/349)، و «تحفة الاحوذی شرح الترمذی» (6/460).

8- «جامع الترمذی» باب ما جاء فی قول النبی -صلى الله عليه وسلم- «بعثت أنا والساعة کهاتین» (6/459 – 460) او می‌گوید: «این حدیث حسن وصحیح است».

9- «صحیح مسلم» کتاب الفتن و أشراط الساعة، باب: قرب الساعة، (18/89 با شرح نووی).

10- «التذكرة في أحوال الموتى وأمور الآخرة» (ص 626).

11- «صحیح بخاری» کتاب الجزیة و الموادعة، باب ما یحذر من الغدر (6/277 – با شرح فتح‌الباری).

12- «جامع الترمذی» ابواب المناقب، (10/87 – 88 – با شرح تحفة الأحوذي) ترمذی می‌گوید «هذا حدیث صحیح غریب»

شعیب الارناؤوط می‌گوید: «اسناد این حدیث صحیح است» «شرح السنة» للبغوی (14/50) تحقیق شعیب الارناؤوط.

ابن حجر می ‌گوید: «ابوسعید گفته است این حدیث را بزار با سندی خوب چنین روایت می‌کند: «ما نفضنا أیدینا من دفنه حتی أنکرنا قلوبنا» (فتح) (8/149).

13- «فتح الباری» (8/149).

14- «صحیح مسلم» کتاب فضائل الصحابة -رضي الله عنهم- باب فضائل ام ایمن -رضي الله عنها- (16/9-10 با شرح امام نووی).

15- هرج: قتل

16- «التذكرة» للقرطبی، (ص 629 – 630) با اندکی دخل و تصر ف. و «الإذاعة» لصدیق حسن، (ص 67 – 69).

17- روایت از بخاری (قبلاً مرجع آن ذکر شد).

18- «البداية والنهاية» (7/55 – 57).

19- او کعب بن ماتع حمیری از عالمان بزرگ اهل کتاب است. در زمان خلافت ابوبکر صدیق مسلمان شد و در خلافت عمر به مدینه آمد سپس به شام رفت و در خلافت عثمان-رضي الله عنه- در حالی که به سن 100 سال رسیده بود فوت کرد. او روایات اسرائیلی زیادی را بدون سند روایت کرد. در بخاری روایتی از او نقل نشده اما مسلم یک روایت از ابوهریره از اونقل کرده است.

مراجعه شود به «تقریب التهذیب» (2/135) و «تهذیب التهذیب» (8/438 – 440) و «تذکرة الحفاظ» (1/52).

20- «مسند امام احمد» (1/268 – 269) (حدیث 261) تحقیق احمد شاکر. او می‌گوید سند حدیث صحیح است.

21- عمواس: دهستانی در فلسطین، شش مایلی رمله در راه بیت‌المقدس است. «معجم‌البلدان» (4/157).

22- موتا: بیماری مرگ‌بار «فتح الباری» (6/278).

23- قُعاص یا عُقاس: بیماری مسری و کشنده حیوانی (بر اثر آن از ناف حیوان اشیاء بیرون می‌آید و فوری حیوان را می‌کشد) «النهاية فی غریب الحدیث» (4/88) و «فتح الباری» (6/278).

24- روایت از بخاری (سند آن قبلاً ذکر شد).

25- «فتح الباری» (6/278).

26- «البداية والنهاية» (7/90).

27- «معجم‌البلدان» (4/157 – 158) و «البداية والنهاية» (7/94).



عبدالله دوشنبه 8 بهمن1386   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد

نوشته های جدید
حدیث هفته
ابوهریره گوید:پیامبر (ص") فرمودند:در روزی که سایه ای جز سایه خدا وجود ندارد خداوند هفت صنف از بندگان را در زیر سایه خود قرار می دهد:

1 اول:رهبری است که عادل باشد.

2 دوم:جوانی است که در عبادت پروردگارش رشد و پرورش یابد.

3 سوم:مردی است که قلبش به مسجد گرویده و به ان تعلق دارد.

4 چهارم:دو نفری هستند که به خاطر خدا یکدیگر را دوست دارند و به خاطر خدا به هم نزدیک میشوند و یا از هم جدا میگردند.

5 پنجم:مردی است که زنی با شخصیت و زیبایی او را به سوی خود دعوت میکند ولی در جوابش میگوید:من از خدا می ترسم و به خاطر خدا دعوتش را قبول نمی کند.

6 ششم:مردی است که صدقه و بخشش او به حدی پنهانی است که دست چپش از انچه دست راستش می بخشد بی اطلاع است.

7 هفتم:کسی است که به تنهایی و به دور از مردم ذکر خدا میکند و اشک از چشمانش جاری می شود. (متفق علیه)
آمار وبلاگ