تبليغاتX
اسلام- قرآن - اعجاز - محمّد پیامبری جاودانه
آرشیو دسته ای
پیوندها
    اسلام-پرسش و پاسخ
    اعجاز علمی در قرآن و سنت
     دارالعلوم زاهدان
    معناى توحيد
    بيداري اسلامي
    سایت نوگرا
    قرآن شناسی
    نوار اسلام
    اعجاز در قران
    رد افشا
    قرانیان
    راه حقّ
    باورهای من
    اندیشه سبز
    پیک اصلاح
    سراج سیریک
    اسلام 411
    صلاح الدین
    اصلاح
    عقیده
    حقایق
    افاق
    ايمان
    انجمن اسلام نت
    انجمن اخلاق و معرفت
    انجمن اینترنتی مسلمانان
    لینک های زیبای اسلامی
    لینکستان اهل سنت
    دنیای لینک
    مجله نداي اسلام
    اهل سنت جنوب
    کتب اهل سنت
    اهل سنت کرمانشاه
    اهل سنت کردستان
    اهل سنت شمال
    اهل سنت خراسان
    پایگاه اطلاع رسانی احیاء
    اهل سنت غرب
    عـــقـیـده اهــــل سـنـت و جــــمـاعــت
    فلسفه و حکمت
    روناکی
    شبکه قرآنی عروة الوثقی
    معجزه‌ی جاویدان
    اسلام ایین زندگی-مخالف بی فکری
    اهل سنت
    صراط مستقیم
    اندیشه ها
    انجمن اینترنتی اهل سنت کرمانشاه
    دانلودهای اهل سنت کرمانشاه
    لینکستان سایت اهل سنت کرمانشاه
    Check Page Rank
    سایت رسول الله
    پاسخ های قرآن و سنت
    اسلام گرا
    طب قرآنی
    اسلام در اروپا
    حجاب اسلامی
    اهل سنت شمال شرق
    کتابخانه الکترونیکی تک بوک
    فکر نو
    سایت خبری تابناک
    دانلود رایگان نرم افزار
    راه سلف
    کانون گفتمان قرآن
    صدای آسمان
    سخن دانشمندان درباره خدا و مذهب
    اهل سنت و جماعت (عربی)
    هاوری
    islamhouse
     Islampaik
    لینک ساز
    سایت تابش
    پاسخگو
    سایت استاد بزرگ هارون یحیی
    نور دانلود
    شبهات موبوط به تناقضات قرآن و پاسخها (المبین)
     آموزش زبان انگلیسی گناباد
    بررسی شبهه دوگانه گویی در آیات قرآن كريم
    شبی با قرآن
ارتباط با ما

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (بقرة/2‏)‏ ‏اين كتاب هيچ شکی در آن نيست و راهنماي پرهيزگاران است. ‏ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ بقرة / 23‏)‏) ‏اگر درباره آنچه بر بنده خود نازل كرده‌ايم ، دچار شكّ و دودلي هستيد ، سوره‌اي همانند آن را بسازيد ( و ارائه دهيد ) و گواهان خود را بجز خدا ( كه بر صدق قرآن گواهي مي‌دهد ) فرا خوانيد ( تا بر صدق چيزي كه آورده‌ايد و همسان قرآنش مي‌دانيد ، شهادت دهند ) اگر راستگو و درستكاريد . إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر/9‏) ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن مي‌باشيم ( و تا روز رستاخيز آن را از دستبرد دشمنان و از هرگونه تغيير و تبديل زمان محفوظ و مصون مي‌داريم ) .‏ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى(طه/70) ‏‏( موسي عصاي خود را انداخت . عصا مار بزرگي گرديد و همه طنابها و چوبه دستيهاي مارگونه ايشان را فوراً بلعيد . ) به دنبال آن ، جادوگران همگي به سجده افتادند و گفتند : ما ( حقيقت را عيان مي‌بينيم و ) به پروردگار هارون و موسي ايمان داريم .‏ ‏ قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا(طه/72) ‏( جادوگران به فرعون پاسخ دادند و ) گفتند : ما هرگز تو را بر دلائل و براهين روشني كه برايمان آمده است ، و بر پروردگاري كه ما را آفريده است بر نمي‌گزينيم و مقدّم نمي‌داريم ، پس هر فرماني كه مي‌خواهي صادر كني ، صادر كن ( و آنچه مي‌خواهي بكن ، كه باكي نيست . امّا بدان ) تو تنها مي‌تواني در زندگي اين جهان فرمان بدهي ( و قدرت فرماندهي تو از دائره اين دنيا فراتر نمي‌رود ) .‏ ‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً(سوره إسراء/85) از تو ( اي محمّد ! ) درباره روح مي‌پرسند ( كه چيست ) . بگو : روح چيزي است كه تنها پروردگارم از آن آگاه است ( و خلقتي اسرارآميز و ساختماني مغاير با ساختمان ماده دارد و اعجوبه جهان آفرينش است . بنابراين جاي شگفت نيست اگر به حقيقت روح پي نبريد ) . چرا كه جز دانش اندكي به شما داده نشده است ، ( و علم شما انسانها با توجّه به گستره كلّ جهان و علم لايتناهي خداوند سبحان ، قطره به دريا هم نيست ) .‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ(سوره نمل/83) روزي ( را اي پيغمبر ! يادآور شو كه قيامت فرا مي‌رسد و ) گروه عظيمي از همه ملّتها را گرد مي‌آوريم كه ( در دنيا ) آيات ( كتابهاي آسماني و معجزات پيغمبران ربّاني و نشانه‌هاي جهاني دالّ بر وجود ) ما را تكذيب مي‌كرده‌اند ، و پس ( از گردآوري ايشان ، جملگي ) آنان به يكديگر ملحق و در كنار همديگر نگاه داشته مي‌شوند . حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْماً أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره نمل/84)‏ زماني كه ( به پاي حساب سوق ، و در آنجا حاضر ) مي‌آيند ( خدا توبيخ‌كنان خطاب بديشان ) مي‌گويد : آيا آيات مرا تكذيب كرده‌ايد ، بدون آن كه ( تحقيق نموده و ) كاملاً از آنها آگاهي پيدا كرده باشيد ؟ ! اصلاً ( شما در دنيا ) چه كار مي كرده‌ايد ؟ ( مگر بيهوده آفريده شده بوديد ؟ ) .
محمّد پیامبری جاودانه
دسته: اعجاز در اسلام

محمّد پیامبری جاودانه !

محمّد پیامبری جاودانه !

اعترافات شماري از دانشمندان جهان به عظمت پيامبر بزرگوار اسلام(ص)

بی گمان، قلم مرا در تعمق پیرامون تراژیدیّ اساءۀ ادب به ساحت مقدس پیامبر(ص) بی گمان، قلم مرا در تعمق پیرامون تراژیدیّ اساءۀ ادب به ساحت مقدس پیامبر(ص) وامی دارد، گواینکه قلم، باریزش اشک دیده اش درصحن ماتمکدۀ کاغذ، سخت نالان است و آنچنان می لرزد که نزدیک است عبارات درهم و برهم شوند وتأکید می دارد که وی بعنوان یک جماد متحرک، درقبال اساءۀ ادب به ساحت مقدس پیامبر(ص) اندوه و حزنش کمتر از اندوه وحزن امت شان نیست. قلم، دوست داران آنحضرت(ص)را در قهقرای مصیبت و عزاداری سرتاسری می بیند اگرچنانچه راه حلی رابرای این کارننگین تکرارشده نجویند، وبی گمان آن راه حل میسرنیست مگردر بازگشت صادقانۀ شان درقول وعمل به کتاب خداوند و سنت پیامبرش (ص).

بی تردید من با قلمم درحزن و اندوهش شریکم، وآنچه قلم برآن تأکیدمی ورزد و من نیزبدان میفزایم اینست که این تراژیدی دلخراش وقوع یافته به زبانی دیگر ، صادقانه و قاطعانه تأکید می کند بر اینکه دعوت حضرت محمد(ص)هرگز نمیمیرد، بلی!هرگزنمیمیرد.

اجازه دهید تا با هم ازدل پرسنگ و لاخ قرن ها عبورکرده و به صدر اسلام-درست هنگامیکه پیامبر(ص)این سرای فانی را ترک گفتند- سرزنیم که چگونه این حادثۀ المناک، اضطراب و زلزلۀ مُدهشی درروی زمین بپاکرد تاجائیکه سست باوران زیادی را در ورطۀ تزلزل عقیده انداخت و شهرها و دهات تازه مسلمان را به ارتداد ازدین شان كشانيد و چنین نمودار ساخت که گویا همگی واپس به شرک روی آورده و نسبت به حضرت محمد(ص) کافر شده اند و قدرت خواهان و فرصت طلبان را واداشت تا به دروغ ادعای پیامبری نمایند و باطل گرایان از دادن زکات، خودداری ورزیده و شورش و بغاوت کنند. بلی! همۀ اینها در لحظات و ایام اندکی صورت گرفت. اما چه نتیجۀ درپی داشت؟ نتیجۀ موثری که آثارش تا امروز به عنوان سخنی برخاسته از زبان حضرت ابوبکرصدیق(رض)-اين مرد صادق، مومن و ثابت قدم- به ثبات کوهها پاينده و ماندگاراست.

حمايت از دين:

سخنی که صدیق اعظم از روی صدق و ثبات، وعزم و ایمان بر زبانش آورد و عقل ها وخرد ها را به خود باز گردانید، وآن اینکه: «هرکه حضرت محمد(ص)را پرستش می کرد، بداندکه ایشان درگذشته اند و هرکه خدا را پرستش می کرد بداندکه خداوند زنده ایست که هرگز نمیمیرد». اوتنها به اين کلمات اکتفاء نکرد بلکه توأم با گفته، فورا ًبه حمایت عملی دین الهی قیام کرد تا که امن و ایمان به بهترین حالتی که داشت برگشت. وبا این کارش برای نسل ها ثابت ساخت که «دعوت حضرت محمد(ص)نمرده است» بلی ! زیرا دعوت توحیدی و عقیده و اسلامی که رحمت عالمیان با خود آورده بودند، پایدار وماندگار است، اگردعوت آنحضرت مرده بود، حضرت ابوبکر هرگز نمیتوانست جلو آن همه امواج طوفنده را چون کوهی شامخ با ایمان و یقین بگیرد و خاموش شان سازد.

هرچند پیامبر(ص)براساس سنت الهی كه در میان مخلوقات جاري است، وفات یافتند: «انک میت و انهم میتون» (تووفات کردنی هستی وآنان[نیز]وفات کردنی هستند)زمر/30، اما ايشان با روح، وحی و دعوت شان تا آخرین نسل این امت زنده و ماندگارند.

اگردعوت حضرت محمد(ص)میمرد، هرگز مردی نادان و کینه مند از فاصلۀ هزاران هزار کیلومتری جزیرة عرب نمی توانست ازنو، به تکرار تراژیدی اساء ۀادب دست زند، و اگر واقعاً میمرد، امت آنحضرت نمی توانستند در قول و عمل و با استفاه از نوشتار و تصویر با آنچنان موجی خشمگین و هیجان بی مانند، مردانه از ساحت پیامبر شان دفاع کنند.

اگر دعوت حضرت محمد(ص)میمرد تو این دشمنی های حسد مندانه نسبت به ایشان را ازگمراهان گمراه کننده نمی دیدی، اگرمیمرد تواین همه بکار بستن شیوه های گوناگون در انحراف و ارتداد امت محمدی را ازجانب دشمنانش مشاهده نمی کردی، اگردعوت ایشان میمرد، دهان های که دربارۀ آنحضرت به حق باز می شود، بسته می شد و میمرد، با وجود آنکه آنها هر چند از عربی و حتی از ایمان به دین آنحضرت بیگانه اند، اما خداوندی که هرچه را به نطق می آورد، آنها را به عنوان شاهد و گواه به نطق آورده است تا به پاکی و عظمت آنحضرت شهادت دهند.

 

شواهدی اززبان خودشان:

اینک برخی از آن گواهیها را به صورت فشرده که بیش ازین مجال نیست به عنوان قطره اي از دريا تقدیم شما خواننده می کنم:

*«توماس کارلایل» نویسنده انگلیسی درکتابش(قهرمانان) چنین زبان به حق می گشاید: «به یقین درقلب این انسان بزرگ، ژرف اندیش، صاحب روح بلند، مملو از رحمت، خیر، نیکی و خردمندی؛ اندیشه هایی است که به هیچ وجه با اندیشه های وابسته به طمع دنیا مشابهت ندارد، و نیت ها و انگیزه هایی است برخلاف سلطه جوئی و جاه طلبی. با تأکید می گویم که من حضرت محمد(ص)را بخاطر پاکی طبعش از ریاء و خودسازی دوست دارم، او با سخنان آزاده و روشنگرش قیصرهای روم و کسراهای عجم را مخاطب می سازد، آنان را به واجبات شان در قبال دنیا و آخرت ارشاد می کند». درین سخنان با من تأمل کن و خطوطی چند بر زیر این عبارت بکش:«باتأکیدمی گویم که من حضرت محمد(ص)را.. دوست دارم»

* شاهد دیگر، اسمش«آن بیزیت» است که درکتابش (زنده گی وتعالیم حضرت محمد)می گوید:« کسی که زنده گی و شخصیت حضرت محمد را تحقیق و بررسی کند و بداندکه چگونه زیستند و چسان به مردم آموختند؟ محال است که عظمت ایشان را به عنوان پیامبرِي بزرگ از پیامبران الهی، درقلبش احساس نکند… در بارۀ مردی که درعنفوان جوانیش درحالی که هنوز عمرش از 24 سالگی تجاوز نکرده است با زنی بیوه ای که عمرش از او بیشتر است ازدواج کند و تا آخرین لحظات حیات وی (مدت26سال) باوی وفادار باشد، وسپس بعد ازینکه عمرش ازپنجاه که دیگر نیروی شهوتی برای انسان باقی نمی ماند عبورکند، اقدام به ازدواج های دیگرکند، آیا این باورکردنی است که گفته شود اوبخاطر اشباع تمایلات و شهواتش ازدواج نموده است؟ چنین حکمی در زندگی اشخاص، عاقلانه نیست. اگر به عوامل آن ازوداج ها دقت کنی خواهی یافت که هرکدام یا بخاطر ایجاد همپیمانی با قبایل و یا به خاطرمنافع مشابه دیگر بوده که درتمام آنها مصلحت دین و پیروانش را مد نظرداشته است».

*«برناردشو» دانشمند انگلیسی میگوید: «یقیناً جهان، به متفکری مثل حضرت محمد نیاز مبرم دارد؛ به مردیکه همواره دینش را در جایگاه احترام و تعظیم قرارمیداد. به حق، دین او قوی ترین دینی است که قدرت هضم تمامی مدنیت ها را تا ابدالابد درخود دارد. من بسیاری از مردم خود را می بینم که آگاهانه آن راپذیرفته اند. بدون شک، این دین درین قارۀ اروپا به زودی مجال گسترده اش را خواهد یافت. براستی در قرون وسطی، رهبران مذهبی کلیساتصویر زشت و کریهی از دین حضرت محمد را در اذهان اروپائیان ترسیم نموده و آن را دشمنی برای مسیحیت معرفی کرده اند، درحالیکه او به حق نجات بخش بشریت است. به نظر من اگر رهبری جهان امروز را بدست گیرد، درحل مشکلات ما موفق خواهد شد و صلح و سعادت را که بشر به آن چشم دوخته به ارمغان خواهد آورد».

*«مویر» دانشمند انگلیسی درکتاب خود (تاریخ محمد)می نویسد: «همانا محمد-پیامبر مسلمان ها-بخاطر اخلاق شریف و رفتار نیکش، از همان خورد سالی به اتفاق اهل شهرش به لقب «امین» مسمی گردید.

هرکه بدقت درتاریخ با عظمتش بنگرد، حضرت محمد را در طلیعۀ پیامبران الهی و متفکران عالم قرار خواهد داد».

*«لامارتین» دانشمند فرانسوی درکتابش(تاریخ ترکیه) می نويسد: «هرگاه اصول و ضوابطی که نبوغ ا نسان به آن سنجیده می شود عبارت از اهداف ، دست آوردهاي بزرگ و با وجو دکمبود وسایل باشد، چه کسی جرأت کرده می تواند تاکسی از بزرگان تاریخ را با پیامبرخدا حضرت محمد مقایسه کند؟».

*«مهاتما گاندی» درگفتاری در جریدۀ «بینج اندیا» می گوید: «خواستم تا ویژه گیهای این مرد را که بدون شک قلوب ملیون ها انسان را در تملک خویش دارد بدانم، بی هیچ تردیدی به قناعت کامل دست یافتم که تنها شمشیر نبوده که اسلام از طریق آن این جایگاه بزرگ رابدست آورده، بلکه این ساده زیستی پیامبراسلام و دور بودنش از تکلف، بادقت و صداقتش در وعده ها بوده است که این جایگاه را به اسلام بخشیده است».

*«گستاولوبون» دانشمند فرانسوی می گوید: «اگرمعیار شناخت بزرگی و ارزش مردان، کارهای بزرگ شان باشد، بی تردید محمد از بزرگترین مردانی است که تاکنون تاریخ درخود دیده است. دانشمندان غربی تدریجاً به طرف انصاف نسبت به محمد میروند، باوجودآنکه تعصب دینی چشمان بسیاری از مورخین را از اعتراف به بزرگی شان کورکرد ه است».

*«زویمر» خاورشناس مشهورکندی دربارۀ حضرت محمد برخلاف آنانکه به سان آن جفا پيشة رسام و آن هلندي فيلمساز، انصاف را فراموش کرده اند، به نیکی شهادت داده می گوید: «بی تردید، محمد که از بزرگترین رهبران دینی مسلمان ها بوده است، این گفته درحق وی صادق می آید که گفته شود اویک اصلاحگر توانا، سخنوری فصیح، رادمردی دلیر و متفکری بزرگ بوده است .روا نباشد که به وی صفاتی غیر ازین نسبت شود، قرآنی که وی آنرا آورده و تاریخ درخشانش هردو، به درستی این امرگواهی میدهند».

 

ازانتشاراسلام می ترسند:

گمان می کنم عبارات صریح فوق که درین باب كه گذري شتابزدۀ بیش نیست، در رد هر آنکه به ساحت قدسی حضرت محمد(ص)اساءۀ ادب روا می دارد مناسب تر باشد، بویژه اینکه این همه توصیف های منصفانه برخاسته از دهان کسانی از ابنای قوم خود آن اهانتگران است .

درآخر، این نکته گفتنی است که دنمارک بخاطر رعبش از گسترش موج اسلامگرائی دراروپا-بویژه بعد از هشدار های مکرر متفکران و رهبران مذهبی کلیسا سازمانی راتشکیل داده و آنها را به جلوگیری از رشد اسلامگرائی در اروپا، فراخوانده است.

روی همینست که تأکید می کنم که «دعوت حضرت محمد(ص)نمرده است، نمرده است، نمرده است و هرگز نمي ميرد».

وامی دارد، گواینکه قلم، باریزش اشک دیده اش درصحن ماتمکدۀ کاغذ، سخت نالان است و آنچنان می لرزد که نزدیک است عبارات درهم و برهم شوند وتأکید می دارد که وی بعنوان یک جماد متحرک، درقبال اساءۀ ادب به ساحت مقدس پیامبرعلیه السلا م اندوه و حزنش کمتر از اندوه وحزن امت شان نیست. قلم، دوست داران آنحضرت را در قهقرای مصیبت و عزاداری سرتاسری می بیند اگرچنانچه راه حلی رابرای این کارننگین تکرارشده نجویند، وبی گمان آن راه حل میسرنیست مگردربازگشت صادقانۀ شان درقول وعمل به کتاب خداوند و سنت پیامبرش علیه الصلاه والسلام.

بی تردید من با قلمم درحزن و اندوهش شریکم، وآنچه قلم برآن تأکیدمی ورزد و من نیزبدان میفزایم اینست که این تراژیدی دلخراش وقوع یافته، صادقانه وقاطعانه به زبانی دیگر تأکید می کند بر اینکه دعوت حضرت محمد(ص)هرگز نمیمیرد، بلی!هرگزنمیمیرد.

اجازه دهید تا با هم ازدل پرسنگ و لاخ قرن ها عبورکرده و به قرن اول اسلام درست هنگامیکه پیامبرعلیه السلام این سرای فانی راترک گفتند سرزنیم که چگونه این حادثۀ المناک، اضطراب و زلزلۀ مُدهشی درروی زمین بپاکرد تاجائیکه سست باوران زیادی را در ورطۀ تزلزل عقیده انداخت و شهرها و دهات تازه مسلمان را به ارتداد ازدین شان واداشت و چنین نمودار ساخت که گویا همگی واپس به شرک روی آورده و نسبت به حضرت محمد(ص)کافر شده اند و قدرت خواهان و فرصت طلبان را واداشت تا به دروغ ادعای پیامبری نمایند و باطل گرایان از دادن زکات، خودداری ورزیده و شورش و بغاوت کنند. بلی! همۀ اینها در لحظات و ایام اندکی صورت گرفت.

اما چه نتیجۀ درپی داشت؟ نتیجۀ موثری که آثارش تا امروز به عنوان سخنی برخاسته از زبان مرد صادق، مومن و ثابت قدم به ثبات کوهها(حضرت ابوبکرصدیق )ماندگاراست.

 

حمايت ازدين:

سخنی که صدیق اعظم از روی صدق و ثبات، وعزم و ایمان بر زبانش آورد و عقل ها وخرد ها را به خود باز گردانید، وآن اینکه: «هرکه حضرت محمد(ص)را پرستش می کرد، بداندکه ایشان درگذشته اند و هرکه خدا را پرستش می کرد بداندکه خداوند زنده ایست که هرگز نمیمیرد». اوتنها به اين کلمات اکتفاء نکرد بلکه توأم با گفته، فورا ًبه حمایت عملی دین الهی قیام کرد تا که امن و ایمان به بهترین حالتی که داشت برگشت. وبا این کارش برای نسل ها ثابت ساخت که «دعوت حضرت محمد(ص)نمرده است» بلی ! زیرا دعوت توحیدی و عقیده و اسلامی که رحمت عالمیان با خود آورده بودند، پایدار وماندگار است، اگردعوت آنحضرت مرده بود، حضرت ابوبکر هرگز نمیتوانست جلو آن همه امواج طوفنده را چون کوهی شامخ با ایمان و یقین بگیرد و خاموش شان سازد.

هرچند پیامبرعلیه السلام براساس سنت الهی جاری در میان مخلوقات وفات یافتند: «انک میت و انهم میتون» (تووفات کردنی هستی وآنان[نیز]وفات کردنی هستند)زمر\30، اما با روح، وحی و دعوت شان تا آخرین نسل این امت زنده و ماندگارند.

اگردعوت حضرت محمدعلیه السلام میمرد، هرگز مردی نادان و کینه مند از فاصلۀ هزاران هزار کیلومتری جزیرة العرب نمی توانست ازنو، به تکرار تراژیدی اساء ۀادب دست زند، و اگر واقعاً میمرد، امت آنحضرت نمی توانستند در قول و عمل و با استفاه از نوشتار و تصویر با آنچنان موجی خشمگین و هیجان بی مانند، مردانه از ساحت پیامبر شان دفاع کنند.

اگر دعوت حضرت محمد علیه السلام میمرد تو این دشمنی های حسد مندانه نسبت به ایشان را ازگمراهان گمراه کننده نمی دیدی، اگرمیمرد تواین همه بکار بستن شیوه های گوناگون در انحراف و ارتداد امت محمدی را ازجانب دشمنانش مشاهده نمی کردی، اگردعوت ایشان میمرد، دهان های که دربارۀ آنحضرت به حق باز می شود، بسته می شد و میمرد، با وجود آنکه آنها هر چند از عربی و حتی از ایمان به دین آنحضرت بیگانه اند، اما خداوندی که هرچه را به نطق می آورد، آنها را به عنوان شاهد و گواه به نطق آورده است تا به پاکی و عظمت آنحضرت شهادت دهند.

 

شواهدی اززبان خودشان:

اینک برخی از آن گواهیها را به صورت فشرده که بیش ازین مجال نیست به عنوان مشت نمونۀ خروار تقدیم شما خواننده می کنم:

*«توماس کارلایل» نویسنده انگلیسی درکتابش(قهرمانان) چنین زبان به حق می گشاید: «به یقین درقلب این انسان بزرگ، ژرف اندیش، صاحب روح بلند، مملو از رحمت، خیر، نیکی و خردمندی؛ اندیشه هایی است که به هیچ وجه با اندیشه های که وابسته به طمع دنیا است مشابهت ندارد، و نیت ها و انگیزه هایی است برخلاف سلطه جوئی و جاه طلبی. با تأکید می گویم که من حضرت محمد(ص) را بخاطر پاکی طبعش از ریاء و خودسازی دوست دارم، او با سخنان آزاده و روشنگرش قیصرهای روم و کسراهای عجم را مخاطب می سازد، آنان را به واجبات شان در قبال دنیا و آخرت ارشاد می کند». درین سخنان با من تأمل کن و خطوطی چند بر زیر این عبارت بکش:«باتأکیدمی گویم که من حضرت محمد(ص)را.. دوست دارم»

* شاهد دیگر، اسمش«آن بیزیت» است که درکتابش (زنده گی وتعالیم حضرت محمد)می گوید:« کسی که زنده گی و شخصیت حضرت محمد را تحقیق و بررسی کند و بداندکه چگونه زیستند و چسان به مردم آموختند؟ محال است که عظمت ایشان را به عنوان پیامبرِي بزرگ از پیامبران الهی، درقلبش احساس نکند… در بارۀ مردی که درعنفوان جوانیش درحالی که هنوز عمرش از 24 سالگی تجاوز نکرده است با زنی بیوه ای که عمرش از او بیشتر است ازدواج کند و تا آخرین لحظات حیات وی (مدت26سال) باوی وفادار باشد، وسپس بعد ازینکه عمرش ازپنجاه که دیگر نیروی شهوتی برای انسان باقی نمی ماند عبورکند، اقدام به ازدواج های دیگرکند، آیا این باورکردنی است که گفته شود اوبخاطر اشباع تمایلات و شهواتش ازدواج نموده است؟ چنین حکمی در زندگی اشخاص، عاقلانه نیست. اگر به عوامل آن ازوداج ها دقت کنی خواهی یافت که هرکدام یا بخاطر ایجاد همپیمانی با قبایل و یا به خاطرمنافع مشابه دیگر بوده که درتمام آنها مصلحت دین و پیروانش را مد نظرداشته است».

*«برناردشو» دانشمند انگلیسی میگوید: «یقیناً جهان، به متفکری مثل حضرت محمد نیاز مبرم دارد؛ به مردیکه همواره دینش را در جایگاه احترام و تعظیم قرارمیداد. به حق، دین او قوی ترین دینی است که قدرت هضم تمامی مدنیت ها را تا ابدالابد درخود دارد. من بسیاری از مردم خود را می بینم که آگاهانه آن راپذیرفته اند. بدون شک، این دین درین قارۀ اروپا به زودی مجال گسترده اش را خواهد یافت. براستی در قرون وسطی، رجال دین (رهبران مذهبی کلیسا)تصویرمشوّه و کریهی از دین حضرت محمد را در اذهان اروپائیان ترسیم نموده و آن را دشمنی برای مسیحیت معرفی کرده اند، درحالیکه او نجات بخش بشریت است. به نظر من اگر رهبری جهان امروز را بدست گیرد، درحل مشکلات ما موفق خواهد شد و صلح و سعادت را که بشر به آن چشم دوخته به ارمغان خواهد آورد».

*«مویر» دانشمند انگلیسی درکتاب خود (تاریخ محمد)می نویسد: «همانا محمد پیامبر مسلمان ها بخاطر اخلاق شریف و رفتار نیکش، از همان خورد سالی به اتفاق اهل شهرش به لقب «امین» مسمی گردید.

هرکه بدقت درتاریخ با عظمتش بنگرد، حضرت محمد را در طلیعۀ پیامبران الهی و متفکران عالم قرار خواهد داد».

*«لامارتین» دانشمند فرانسوی درکتابش(تاریخ ترکیه ) می نوسد: «هرگاه اصول و ضوابطی که نبوغ ا نسان به آن سنجیده می شود عبارت از اهداف، دستاوردهاي بلند و با وجود كمبود وسايل باشد، چه کسی جرأت کرده می تواند تاکسی از بزرگان تاریخ را با پیامبرخدا حضرت محمد مقایسه کند؟».

*«مهاتما گاندی» درگفتاری در جریدۀ «بینج اندیا» می گوید: «خواستم تا ویژه گیهای این مرد را که بدون شک قلوب ملیون ها انسان را در تملک خویش دارد بدانم، بی هیچ تردیدی به قناعت کامل دست یافتم که تنها شمشیر نبوده که اسلام از طریق آن این جایگاه بزرگ رابدست آورده، بلکه این ساده زیستی پیامبراسلام و دور بودنش از تکلف، بادقت و صداقتش در وعده ها بوده است که این جایگاه را به اسلام بخشیده است».

*«گستاولوبون» دانشمند فرانسوی می گوید: «اگرمعیار شناخت بزرگی و ارزش مردان، کارهای بزرگ شان باشد، بی تردید محمد از بزرگترین مردانی است که تاکنون تاریخ درخود دیده است. دانشمندان غربی تدریجاً به طرف انصاف نسبت به محمد میروند، باوجودآنکه تعصب دینی چشمان بسیاری از مورخین را از اعتراف به بزرگی شان کورکرد ه است».

*«زویمر» خاورشناس مشهورکندی دربارۀ حضرت محمد برخلاف آنانکه مانند آنکه کاریکاتور رسم نموده ویا آن هلندی که فیلم ساخته است انصاف را فراموش کرده اند، به نیکی شهادت داده می گوید: «بی تردید، محمد که از بزرگترین رهبران دینی مسلمان ها بوده است، این گفته درحق وی صادق می آید که گفته شود اویک اصلاحگر توانا، سخنوری فصیح، رادمردی دلیر و متفکری بزرگ بوده است .روا نباشد که به وی صفاتی غیر ازین نسبت شود، قرآنی که وی آنرا آورده و تاریخ درخشانش هردو، به درستی این امرگواهی میدهند».

 

ازانتشاراسلام می ترسند:

گمان می کنم عبارات صریح فوق که درین باب كه گذري شتابزدۀ بیش نیست، در رد هر آنکه به ساحت قدسی حضرت محمد(ص) اساءۀ ادب روا می دارد مناسب تر باشد، بویژه اینکه این همه توصیف های منصفانه برخاسته از زبان کسانی از ابنای قوم خود آن اهانتگران است .

درآخر این نکته گفتنی است که دنمارک بخاطر رعبش از گسترش موج اسلامگرائی دراروپا-بویژه بعد از هشدار های مکرر متفکران و رهبران مذهبی کلیسا سازمانی راتشکیل داده و آنها را به جلوگیری از رشد اسلامگرائی در اروپا، فراخوانده است.

روی همینست که تأکید می کنم که «دعوت حضرت محمد(ص) نمرده است، نمرده است، نمرده است و هرگز نمي ميرد».

-------------------------------

منبع : معرفت - محمد رسول الله

نویسنده: سناءمحمدشاذلی

مترجم: ضیاءاحمدفاضلی



عبدالله پنجشنبه 2 آبان1387   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد

نوشته های جدید
حدیث هفته
ابوهریره گوید:پیامبر (ص") فرمودند:در روزی که سایه ای جز سایه خدا وجود ندارد خداوند هفت صنف از بندگان را در زیر سایه خود قرار می دهد:

1 اول:رهبری است که عادل باشد.

2 دوم:جوانی است که در عبادت پروردگارش رشد و پرورش یابد.

3 سوم:مردی است که قلبش به مسجد گرویده و به ان تعلق دارد.

4 چهارم:دو نفری هستند که به خاطر خدا یکدیگر را دوست دارند و به خاطر خدا به هم نزدیک میشوند و یا از هم جدا میگردند.

5 پنجم:مردی است که زنی با شخصیت و زیبایی او را به سوی خود دعوت میکند ولی در جوابش میگوید:من از خدا می ترسم و به خاطر خدا دعوتش را قبول نمی کند.

6 ششم:مردی است که صدقه و بخشش او به حدی پنهانی است که دست چپش از انچه دست راستش می بخشد بی اطلاع است.

7 هفتم:کسی است که به تنهایی و به دور از مردم ذکر خدا میکند و اشک از چشمانش جاری می شود. (متفق علیه)
آمار وبلاگ