برده گرفتن در مذهب یهود نیز موجّه و مشروع قلمداد شده بود. در سفر لاویان از تورات میخوانیم:
«از امّتهایی که به اطراف تو میباشند، از ایشان غلامان و کنیزان بخرید و هم از پسران مهمانانی که نزد شما مأوی گزینند و از قبیلههای ایشان که نزد شما باشند که ایشان را در زمین شما تولید کردند بخرید و مملوک شما خواهند بود و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند و ایشان را تا به ابد مملوک سازید»[1].
از این دستور تورات به روشنی فهمیده میشود که یهودیان میتوانستند دختران و پسران را برای کنیزی و غلامی از اولیاء ایشان خریداری کنند ولی این تنها راه بدست آوردن برده نبود بلکه در مواردی قوم یهود، اجازه داشتند تا مجرمین را نیز به بردگی بگیرند، چنانکه در تورات آمده است:
«اگر دزدی، در رخنه کردن گرفته شود و او را بزنند به طوری که بمیرد، بازخواست خون برای او نباشد... و اگر چیزی ندارد، به عوض دزدی که کرد، فروخته شود»[2].
فقر، نیز از عوامل بود که سبب بردگی میشد و فقراء میتوانستند، خود را به ثروتمندان بفروشند! و در این مسئله حتّی همکیش بودن، از داد و ستد جلوگیری نمیکرد و بر یهودیان روا بود که به گونهای موقّت، همکیشان خود را به خدمت و بردگی گیرند. در تورات آمده:
«اگر برادرت نزد تو فقیر شده خود را به تو بفروشد، بر او مثل غلام خدمت مگذار مثل مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال بوبیل نزد تو خدمت نماید»[3].
قوانین کیفری تورات، دربارة بردگان از شدّت و خشونت خالی نیست، مثلاً در تورات آمده است:
«اگر کسی غلام یا کنیز خود را به عصا بزند و او زیر دست وی بمیرد، هر آینه انتقام او گرفته شود. لیکن اگر یک دو روز زنده بماند، او او انتقام کشیده نشود، زیرا زرخرید او است»[4].
در آئین مسیحیت نیز هیچ گونه دستوری مبنی بر نهی از بردهگیری نیامده است و انجیل، قوانین تورات را تصدیق میکند. پولس که نزد مسیحیان، مردی بس مقدّس و عالی مقام به شمار میرود، در نامة خود به افسسیان نوشته است:
«ای غلامان! آقایان بشری خود را چون مسیح، با ترس و لرز و با سادهدلی، اطاعت کنید»[5].
فلیسوفان کهن و کشیشان بزرگ مسیحی نیز، قانون بردهداری را امری مشروع و عادلانه شمردهاند و از ابراز مخالفت با آن، خودداری کردهاند. سنت آگوستین (Agostin) فلیسوف شهیر و قدّیس مسیحی، بردگی را نوعی «کیفر خدایی» برای بردگان پنداشته است. موریس لانژله در اینباره مینویسد:
«بردگی به وسیلة سنت آگوستین، تنبیهی شناخته شد که از طرف عدالت برای گناه مقصّر در پیشگاه خداوندی تحمیل گردیده است»[6].
همچنین، سنت توماس اکویناس (Thomas Aquinas) از قدّیسان کلیسای کاتولیک و از فلاسفة بزرگ مسیحی، دربارة بردگی و قوانین آن گفته است:
«دربارة روابط برده و ارباب، احتیاجی به قانون خاصّی از برای ارباب یا پدر خانواده نیست زیرا برده، مال خصوصی یک شخص یا خانواده است و قانون، راجع به نفع عمومی شهر یا امپراطوری است»[7].
از آنچه گذشت، علمای مسیحی بدین نتیجه دست یافتهاند که بردگی بدانگونه که در آئین یهود آمده، مورد تأیید مسیحیّت قرار دارد. کشیش معروف، جیمزهاکس در «قاموس کتاب مقدّس» مینویسد:
«انجیل پاک حضرت مسیح نیز ابداً در خصوص اطلاق و آزادی غلامان سخن نرانده بلکه بالعکس، غلامان را به اطاعت آقایان و خوانین ایشان امر میفرماید»[8].
با وجود این، بسیار شگفتانگیز است که گروهی از خاورشناسان یهودی و مسیحی، موضوع بردگی را دستاویز قرار دادهاند و به آئین مبین اسلام، طعن میزنند! با اینکه در شریعت اسلامی هرگز موضوع بردگی بدان صورت مطرح نشده که در آئین یهود و نصاری دیده میشود.
اسلام، هیچگاه اجازه نداده که مسلمانی، فرزندان خود را در معرض فروش نهد. هیچ فقیهی در اسلام فتوی نداده که مسلمانان حق دارند فقیران یا قرضداران را به بندگی گیرند. هیچگاه پیامبر اسلام دستور نداده که مسلمین از راه «آدم دزدی»! انسانها را به دام بردگی افکنند. قوانین سخت و خشنی که در اقوام و شرایع گذشته دربارة بردگان آمده به هیچ وجه در اسلام وجود ندارد.
[1]- تورات، سفر لاویان، باب 25، شماره 45 و 46.
[2]- تورات، سفر خروج، باب 22، شماره 2 و 3.
[3]- تورات، سفر لاویان، باب 25، شماره 39.
[4]- تورات، سفر خروج، باب 21، شماره 20 و 21.
[5]- رساله پولس به افسسیان (در مجموعه کتاب مقدس)، باب 6، شماره 5.
[6]- بردگی، ص 16.
[7]- بردگی، ص 18.
[8]- قاموس کتاب مقّدس، اثر جیمزهاکس، ص 590، چاپ تهران.
منبع:برده داری از دیدگاه اسلام