مرگ اولين مرحله جدائي از دنيا و نقطه آغاز روزقيامت مي باشد. در حديث روايت شده كه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) فرموده: «هرشخصي كه ميميرد قيامت وي برپا شده است».
و آن امري لازم براي هر شخصي مي باشد و هيچ راه فراري وجود ندارد خداوند مي فرمايد:
﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ (آل عمران: 185). هر نفس چشنده مرگ است.
و در سوره نساء آيه: 78 مي فرمايد:
﴿أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ﴾.
يعني: هر كجا كه باشيد مرگ به شما خواهد رسيد هر چند در قصرها و برجهاي استوار و محكم باشيد.
بله مرگ، از بين برنده لذات، وباعث جدائي از خانواده و فرزند و مال و مقام و تمام تجملات زندگي مي باشد. مرگ حقيقت تلخ و ناگواري است كه به سراغ همه مي آيد، و همه در نزد او يكسان مي باشد، نه به كودك رحم مي كند و نه به آه و فغان مادر داغ ديده و نه به گريه پدر و برادر و خويشاوندان. پس مي دانيم و يقين داريم كه همگي مي ميريم و از اين جهان رخت بر مي بنديم و به جهان ديگر مسافرت مي نمائيم، كه در آنجا احتياج به زاد و توشه داريم، انسان عاقل بايد براي آن سفر آخرت كه از مرگ آغاز مي شود آمادگي گرفته باشد با انجام دادن اعمال نيك و صالح، و طوري زندگي كند كه اگر هر لحظه اي اجلش فرا برسد بتواند لبيك بگويد، و بايد دانست هنگامي كه اجل شخص فرا ميرسد يك لحظه عقب و جلو نمي شود.
شخصي كه در حال سكرات مرگ است فرشتگان را مي بيند. اگر شخصي مؤمن باشد، فرشتگان او را به خوبي و خير مژده مي دهند. ولي اگر كافر يا بدكار باشد او را به بدي و عاقبت نافرجامش بيم مي دهند. (به خداوند پناه مي بريم از عاقبت بد).
هنگامي كه روحش به گلوگاه مي رسد، تمام درهاي توبه بر رويش بسته مي شود، و بر اعمال و كردارش مهر زده مي شود، در حديث آمده است كه: «هنگاميكه شخص ميميرد اعمال او منقطع مي گردد، مگر سه چيز كه پيوسته ثوابش به وي مي رسد: يك صدقه جاري. دوم علم سودمندي كه به كسي آموخته است و مردم از آن فايده و بهره مي گيرند سوم فرزند صالح و نيكي به جا گذاشته كه برايش دعا مي كند»[1]. بعد از اينكه ملك الموت روحش را گرفت و از اين دنيا وداع گفت و به سراي آخرت شتافت اگر خوب كرده باشد خوب مي بيند و اگر بد كرده، بد مي بيند.
﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ﴾ (الزلزلة: 7- 8).
يعني:
پس هر كه هموزن ذرهاى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد (7) و هر كه هموزن ذرهاى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد (8)
براي مؤمن شايسته و پسنديده است كه هميشه مرگ را بياد آورد زيرا كه در انجام اعمال نيك به وي كمك مي كند.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وسلم) مي فرمايد: «أكثروا ذكر هاذم اللذات»[2]. بسيار بياد بياوريد بر هم زننده بساط خوشي و شادماني را (يعني مرگ).
[1] - اين حديث امام مسلم روايت كرده است.
[2] - امام ترمذي اين حديث را روايت كرده و صحيح مي باشد
هنگامي كه انسان را در قبر، آن گودال تنگ و محدود و وحشتناك سرازير نمودند و سپس رويش خاك ريختند و تمامي اهل خانه و نزديكانش بازگشتند، آن گاه براي وي زندگي جديدي به نام عالم برزخ شروع مي شود، زندگي كه در آن عمل نيست وليكن آزمايش و بلا، و در نتيجه خوشي، يا عذاب، در روايت صحيح آمده است كه: «سه چيز انسان را همراهي مي كند هنگام مردن، دو تا بر مي گردد و يكي باقي مي ماند اهل و عيالش، مال و دارائيش، و عملش، اهل عيال زن و فرزند و مال و دارائي همه بر مي گردند آن چه كه همراه او باقي مي ماند عمل وي مي باشد». پس از اينكه انسان در بستر خاك آرام گرفت و تشيع كنندگان باز گشتند دو فرشته او را مي نشانند و از پروردگار (معبودش) و دين و پيامبرش سئوال ميكنند اگر آن شخص از گروه مؤمنان باشد خداوند او را ثابت قدم مي دارد و جواب صحيح و درست به وي الهام مي كند، چنانكه در قرآن مجيد مي فرمايد:
﴿يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾ (إبراهيم: 27).
يعني: خداوند تعالي آن مردميكه ايمان آورده اند با كلمه حق كه ثابت و پايدار است در دنيا و آخرت ثابت و پايدار مي گردادند.
ولي اگر از گروه كافران و بدكاران باشد، به هيچ وجه نمي تواند جواب فرشتگان را بدهد، اگر چه كه در دنيا مي دانسته است.
بعد از سئوال و جواب، شخص مؤمن در قبرش خوشبخت مي شود و جاي خويش را در بهشت مشاهده مي كند وهفتاد زراع قبرش گشاده مي شود و بوي رياحين و نسيم بهشت را استشمام ميكند، اما شخص كافر و بدكردار جاي خويش را در دوزخ ديده و قبر بر او فشار مي آورد تا اينكه تمام استخوانهايش در هم پيچيده مي شود، و قبرش گودالي از گودالهاي آتش مبدل مي گردد و حرارت و گرمي آتش دوزخ به وي مي رسد[1].
پس دانستيم كه قبر يا باغي از باغهاي بهشت است و يا گودالي از گودالهاي دوزخ، چنانكه در حديث آمده است[2].
[1] - براي اطلاعات بيشتر درباره سوال دو فرشته (نكير و منكر) و اثبات عذاب قبر، به كتاب شرح عقيده طحاوي رجوع شود ص 330 به بعد.
[2] - طبراني در كتاب معجم الاوسط (8613) روايت كرده است.
هنگاميكه اسرافيل شيپور را براي اولين بار به صدا در مي آورد تمام موجودات زنده اي كه بر روي زمين هستند بيهوش شده، و ميميرند، چنانكه در قرآن كريم مي فرمايد:
﴿وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ﴾ (الزمر: 68)
و دميده مي شود در شيپور پس آنچه از موجودات زنده كه در آسمان و زمين هستند بيهوش شده و مي ميرند.
پس تصور كن اي انسان، آن هنگاميكه اين زمين به زمين ديگر تبديل شده و آسمانها تكه پاره مي شود، ماه و خورشيد و ستارگان به هم ريخته و خداوند در سوره الحاقه از آيه 13 تا 16 اين وضع وحشتناك، به را چنين توصيف مي فرمايد:
﴿فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ * وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً * فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ * وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ﴾.
هنگاميكه دميده شد در صور (بوق) يك دميدن، و برداشته شدند زمين و كوهها و هر دو به يك بار در هم كوبيده شدند، و در آن روز واقعه قيامت به وجود آيد، و آسمان از هم شكافته، و با آن استحكام و نظم و در آن روز سست و بي پايه است و از هم پاشيده شده است.
و درباره دگرگوني زمين و آسمانها مي فرمايد:
﴿يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ﴾ (ابراهيم: 48).
روزيكه زمين را به زمين ديگر و آسمان به آسمان ديگر تبديل شود....
پس براي بار دوم در شيپور دميده مي شود و اين بار براي زنده شدن بعد از مرگ ميباشد.
﴿ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ﴾ (الزمر: 68).
و در اين هنگام مردم سراسيمه و برهنه، بدون كفش و لباس، ختنه نشده، (مانند روزي كه از مادر زائيده شده اند) از قبرهايشان بر مي خيزند، و از شدت و سختي وضع موجود هيچ يك به ديگري نگاه نمي كند، و هر كس به خويش مشغول مي باشد و آن روزي است كه كفار مي گويند: ﴿يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا﴾ و مؤمن مي گويد: ﴿هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ﴾ (يـس: 52).
ابوهريره (رضي الله عنه) از پيامبر (صلى الله عليه وسلم) روايت مي كند كه فرمود: «يقبض الله الأرض، و يطوي السماء بيمينه ثم يقول: أنا الملك أين ملوك الأرض»[1]. خداوند زمين و آسمان را قبضه مي نمايد و در هم مي پيچاند سپس مي فرمايد: من پادشاه، هستم پادشاهان زمين كجا هستند؟
بعد از برخاستند از قبر، بسوي سرزمين محشر سوق داده مي شوند.
﴿يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْداً * وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْداً﴾ (مريم: 85- 86).
خداوند در سوره عبس آيه 34 تا 37 اين صحنه وحشتناك روز محشر را چنين وصف مي فرمايد:
﴿يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ * لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ﴾.
خورشيد با آن شدت حرارتش به آنها نزديك شده و از تمامي بدن آنها عرق سرازير مي شود. چنانچه در حديث نبوي آمده است:
«يَعْرَقُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَذْهَبَ عَرَقُهُمْ فِي الْأَرْضِ سَبْعِينَ ذِرَاعًا وَيُلْجِمُهُمْ حَتَّى يَبْلُغَ آذَانَهُمْ»[2].
آنچنان مردم در روز قيامت عرق مي كنند كه عرق آنها تفاد ذراع (گز) در زمين فرو مي رود، و تا گوشهايشان غرق در عرق مي شوند.
و در روايت ديگر نيز آمده است كه: «تُدْنَى الشَّمْسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ الْخَلْقِ حَتَّى تَكُونَ مِنْهُمْ كَمِقْدَارِ مِيلٍ، ... فَيَكُونُ النَّاسُ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ فِي الْعَرَقِ، فَمِنْهُمْ مَنْ يَكُونُ إِلَى كَعْبَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَكُونُ إِلَى رُكْبَتَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَكُونُ إِلَى حَقْوَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يُلْجِمُهُ الْعَرَقُ إِلْجَامًا، وَأَشَارَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِيَدِهِ إِلَى فِيهِ». در آن روز خورشيد به مردم نزديك شده و با اندازه يك ميل با آنها فاصله دارد، پس مردم به قدر اعمالشان در عرق هستند كه كساني تا قوزك (كعب) و كساني تا زانو، و كساني تا كمربند، وكساني هستند كه در عرق غرق شده اند و حضرت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) به دهانش اشاره فرمود، يعني عرق به دهان آنها نزديك است.
پس برادر و خواهر مسلمان! عظمت و وحشت آن روز را بياد بياور، و اين مسائل ذكر شده را با عقل خويش قياس نكن، بلكه تمام اينها از امور غيبي هستند كه بايد به آنها ايمان داشت و براي آن روز آماده شد.
مدتي به همين حالت مي مانند و در تمام آن مدت غم و اندوه مي باشد، مگر گروهي از مردم هستند كه زير سايه عرش خداوند قرار خواهند گرفت، و از حوض پيامبر (صلى الله عليه وسلم) سيراب مي گردند و آن گروه بدون شك مؤمناني هستند كه در ايمان خويش راستگو وصادق بوده اند.
حضرت ابوهريره -رضي الله عنه- و حضرت ابوسعيد الخدري -رضي الله عنه- در حديثي از پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- روايت مي كنند كه در همان حالت كساني هستند كه در سايه الهي جاي داده مي شوند:
«سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمْ اللَّهُ تَعَالَى فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ، إِمَامٌ عَدْلٌ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ بِالْمَسَاجِدِ، وَرَجُلَانِ تَحَابَّا فِي اللَّهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ، وَرَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّى لاَ تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ»[3].
يعني: هفت گروه هستند كه در روز قيامت زير سايه خداوند جاي دارند روزي كه هيچ سايه اي نيست مگر سايه او:
1- پيشواي و حاكم عدالت گستر.
2- جواني كه در عبادت خدا پرورش و بزرگ شده.
3- شخصي كه دلش وابسته به مسجد باشد.
4- دونفري كه بخاطر خدا با هم دوستي گرفتند.
5- شخصي كه زن زيباروئي و داراي مقامي او را به كار زشت دعوت دهد، در جواب بگويد من از خدا مي ترسم.
6- شخصي كه در پنهاني صدقه داد بطوري كه دست چپ او ندانست كه دست راست چه صدقه داده است.
7- شخصي كه در پنهاني و تنهائي خدا را ياد كرد و چشمش اشك ريز شد.
[1] - اين حديث امام بخاري در صحيح، كتاب الرقائق (6519)، روايت كرده است.
[2] - صحيح بخاري حديث شماره (6532)
[3] - امام بخاري و مسلم روايت كرده اند.
بعد از اينكه مدتي طولاني در حالت ترس و وحشت سر بردند، پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- براي پايان يافتن اين حالت شفاعت مي كند سپس خداوند براي حساب و دستور مي دهد، در آن وقت هر شخصي آنچه كه در دنيا فرستاده است مي بيند، تمام اعمال كه انجام داده، خواه كوچك باشد و يا بزرگ همه در جلوش مجسم و آشكار مي گردد، و هيچ چيزي از آن اعمال بر خداوند پوشيده نشده و نخواهد شد، و تمام اعمال شخص را بطور دقيق و كامل مي داند، خداوند اين حالت را چنين توصيف نموده است:
﴿وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً﴾.(الكهف: 49 )
مي گويند اي واي بر ما چيست اين نامه را؟ چه حال است اين نامه! كه كوچك و بزرگ را فرو نگذاشته (نمي گذارد) مگر همه آنها را بشمار آورده است، و هر چه كرده اند همه را در پيش خود خواهند ديد و خداوند بر كسي ستم نمي كند.
در آن موقع (حساب) تمام اعمال خويش را خواهيم ديد، و بر تمام آنها محاسبه خواهيم شد، كوتاهي و تقصير خويش را در نماز، زكات، و روزه و ... خواهيم ديد، از مال محاسبه و پرسيده مي شويم كه از كجا بدست آورده ايم و در چه راهي صرف نموده ايم، و از عمر، كه چگونه گذرانيده ايم، و از جواني كه چطور پشت سر گذاشته ايم و از علم و دانش و مدارك تحصيلي مان پرسيده مي شويم، كه آيا آنها را در راه خير و صلاح بكار برده ايم يا اينكه خداي نخواسته دعوت كنندگان بطرف شر و بدي بوده ايم.
﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ﴾. [عبس: 38- 42].
در آن روز چهره هائي باز و روشن و خندان است، و چهره هائي گردآلود و گرفته و تيره رنگ است، تاريكي و خاك و سياهي بر آن نشيند، آنها گروه كافران و بدكاران هستند.
[1] - امام بخاري و مسلم روايت كرده اند.
[1] -امام بخاري و امام مسلم روايت كرده اند.
التماس دعا: حسين تاجي گله داري